مىدهيم .
ضمنا هريك از اين شعراى عالىمقام - كه اكثرشان از دانشمندانند - در زمرهء راويان حديث غديرند . چه ، سخن اين شاعران صرف بيان يك داستان خيالى نيست چنانكه اغلب شعرها بدين نحو سروده مىشود و بيشتر شاعران به اين طريق شعر مىسرايند .
مگر نمىبينيد كه شعراء بهر راهى رهسپارند . « 1 »
امّا شعراى غدير ، در سطح بيان يك داستانى هستند كه در دنياى عينيشان واقع شده و آنچه گفتهاند چه در قالب نظم يا در قالب نثر ، بيان آن حقيقت است بدون هيچ گرايشى به خيالپردازى .
و در واقع اشعارشان چون روايتى است مستند ، كه با قافيههاى مناسب در قالبهاى طلائين شعر درآمدهاند . و صلاحيت اين را دارند كه قصهء تاريخى غدير را تأكيد كنند .
و بر اين مبناست ، كه ما در نقل شعر شاعران جنبههاى خوبى شعر را از حيث صناعت شعرى در نظر نگرفتهايم و به نبوغ شاعر هم نظرى نيفكندهايم چون منظور ما اين جنبهها نبوده بلكه مراد نقل روايت غدير است به صورت شعرى و درك واقعيت اين داستان بزرگ .
شعر و شعرا
هنگامى كه به آثار منظوم اديبان پاكسرشت پيشين برمىخوريم ، آنها را در سطحى مىنگريم كه از مرحلهء لفّاظى و عبارتپراكنى اوج گرفته از گشتن به گرد تملق اين و آن بدور ماندهاند و شعرشان را بر پايهء سازندگى مكتبى انسانى و نشر معارف بشرى به كار انداختهاند و در اين راه به پيروى از قرآن و حديث پرداخته از علوم عقلى و فلسفى بحث نمودهاند و پا در فنون و علوم بشرى گذاشته ، از سخنان پندزا و سودمند كه نشاندهندهء روح انسان كامل است ، دريغ ننمودهاند . با اينكه شعرشان شامل مزاياى ادبى هم بوده است و چنين ادبياتى در ديدگاه دانشمندان و صاحبان حكمت و انديشمندان است ، كه
هامش
( 1 ) . شعراء 26 / 225 .