نابود گرداند ، بديهى است كه سنن و آداب اسلامى نشانههايى دارد كه درخشنده و نمايان است و بدعتها و پديدههاى بىاساس نيز علائمى دارد كه آشكار است ، بدترين مردم نزد پروردگار پيشوايى است كه خود ستمكار باشد و مردم نيز به سبب او گمراه شوند .
سنّتى كه از سرچشمهء وحى گرفته از بين ببرد و بدعت متروك را احيا نمايد ، در اين موقع گفتار پيامبر پاك و راستين را تصديق مىكند كه فرمود : روز قيامت پيشواى ستمكار را مىآورند نه يارى دارد و نه ياورى و نه كسى گناه و عذر او را مىبخشد و در آتش جهنّم افكنده شده و همچون سنگ آسيا در آن مىچرخد و سرانجام در قعر جهنّم بسته و معذّب خواهد شد .
آنقدر مقام زهد و تقوا و عظمت و بزرگوارى رئيس قبيلهء خزرج جناب قيس آشكارا و مسلم است كه شايد بتوان گفت كه هرپژوهشگرى بر هيچيك از خطبهها و نامهها و كلمات و گفتگوهاى او نمىگذرد ، مگر اينكه آنها را از پاكى و آراستگى انباشته خواهد يافت و او را از هرگونه آلودگى و پليدى و پيروى از هواهاى نفسانى منزه و مبرّا خواهد ديد و تمام آثار وجودى او حاكى از زهدورزى و بىعلاقگى به زرق و برق دنيا و نمودار پارسايى او در برابر ذات اقدس پروردگار و بزرگداشت شعاير دينى و قيام به حق پيامبر و رعايت جانب اهل بيت است كه با تمام نيرو و از خودگذشتگى به حفظ دينش همّت گماشت و براى اعتلاى كلمه حق و زدودن پليدىهاى باطل و اصلاح مفاسد و درهم شكستن شوكت تجاوزكاران كوشيده و آنگاه كه از اصلاح امت نااميد و از دعوت به سوى حق ناتوان گشت خانهنشين شد و در شهر مدينه منوره در كنج خانه ، در را بر روى خود بسته و بقيه زندگى شرافتمندانهء خود را به عبادت پروردگار چشم از اين جهان فرو بست ، آنچنانكه ابن عبد البرّ ذكر كرده است . « 1 »
رساترين سخن دربارهء زهد و عبادت او گفتارى است كه مسعودى بيان نموده است و مىگويد : قيس بن سعد از حيث زهد و ديندارى و تمايل نسبت به طرفدارى از على عليه السّلام
هامش
( 1 ) . الاستيعاب : 2 / 524 .