تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
داراى مقامى بزرگ است . « 1 » در مرتبهء خوف از خداوند و فرط بندگى و اطاعت او نسبت به ذات پروردگار كارش به جايى رسيد كه در نماز هنگامى كه براى سجده خم شد ناگاه مار بزرگى در سجده‌گاهش نمايان شد و او بدون اينكه به اين خطر توجهى و يا از آن مار انديشه‌اى به خاطر راه دهد همچنان سر خود را بر آن مار فرود آورد و در پهلوى آن به سجده پرداخت ، در اين موقع مار دور گردنش پيچيد و او از نماز خود كوتاهى ننمود و از آن چيزى نكاست تا كه از نماز فارغ شد و مار را با دست خود از گردن جدا و به طرفى افكند ! اين مطلب را حسن بن علىّ بن عبد المغيرة از معمر بن خلاد از ابى الحسن علىّ بن موسى الرضا عليه السّلام چنين نقل نموده و اين حديث رضوى را كشى نيز به اسنادش از آن حضرت روايت كرده است . « 2 » اين خشوع و توجه كامل به پروردگار در حال عبادت و حضور قلب در نماز از وصاياى پدر پاكدل او بود كه مىگفت : اى پسرك من ! ترا وصيتى مىكنم كه بايد در حفظ آن بكوشى ، زيرا اگر به اين وصيتم بىاعتنا باشى نسبت به ساير وصاياى من بىاعتناتر خواهى بود . هنگامى كه وضو ساختى آن را كامل بساز . سپس به نماز بپرداز مانند كسى كه با نماز وداع مىكند و چنين مىبيند كه عمر او سر آمده و ديگر به اداى آن دست نمىيابد و از مردم نااميد باش كه اين خود بىنيازى است و بپرهيز از اينكه حوايج خود را نزد خلق ببرى ، زيرا اين كار خود فقر و پريشانى مسلّمى است و بپرهيز از كارى كه بعد از انجامش بايد معذرت بخواهى . « 3 » از جمله مضامين دعاهاى او به طورى كه در الدرجات الرفيعه و تاريخ خطيب و چند كتاب ديگر مذكور است اين فقرات است : خداوندا ! ستايش و بزرگوارى را روزى من فرما زيرا ستايش جز با انجام كارى كه درخور ستايش باشد ممكن نيست و بزرگوارى جز به مال ميسر نه ، خداوندا ! به من وسعت عطا فرما زيرا مال كم درخور من نيست و من
هامش
( 1 ) . مروج الذهب : 2 / 63 . ( 2 ) . رجال ، كشى 63 . ( 3 ) . تاريخ ، ابن عساكر : 6 / 9 .