تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
به واسطهء خوى بخشش و عطا درخور آن نيستم . و به طورى كه مذكور است قيس در دعاى خود مىگفت : خداوندا ! ثروتى با كوشش و كار به من عنايت كن زيرا كار و كوشش بدون سرمايه و ثروت شايسته نيست و به كار نيايد . « 1 » اين مطلب معلوم است كه طلبيدن مال منافات با زهد و تقوا ندارد ، زيرا حقيقت زهد آن است كه مال مالك و مسلط بر انسان نگردد نه اينكه انسان مالك مال نشود .

فضل و دانش قيس

به راستى خطابه‌ها ، سخنرانىها و گفتارى كه از قيس به يادگار مانده و در مجموعه‌هاى شرح حال بزرگان به تفصيل ثبت و ضبط شده هريك گواه صادقى است بر احاطهء او به معارف الهيّه و گام‌هاى بلندى كه پيرامون علم كتاب و سنّت برداشته و خدمات مداوم او در مدت ده سال « 2 » - يا مدتى كه آغاز و انجامش به درستى ضبط نشده - نسبت به پيامبر بزرگ اسلام ، چه به طورى كه مذكور است « 3 » پدرش سعد بن عباده او را به رسول خدا سپرد تا در سفر و حضر شب و روز ملازم ركاب و خدمتگزار آن حضرت باشد . علاوه بر اين او خود نيز مردى خردمند و تيزهوش بود و انديشه‌اى درست و علاقه‌اى مفرط به تهذيب نفس و حرصى بس زياد به تكميل مدارج روحى داشت و اين خود ما را از هرمدح و ثنايى دربارهء دانش سرشار و فضيلت‌هاى بىشمارش و پيش‌دستى او در بهره‌مندى كامل از علوم قرآن و سنت بىنياز مىسازد . اين كار درست و علمى نيست كه ما بخواهيم شواهدى را برشماريم كه رسول خدا او را خيلى خوب تعليم نموده و عالى تربيتش كرده و معالم دين را به او آموخته و از درياى بىكران فضل و علومش بر او باريده و آنچه را كه يك انسان كامل بدان نيازمند است به وى تلقين كرده و همين‌كه او هميشه در خدمت رسول خدا بود در حالى كه رئيس و قبيله
هامش
( 1 ) . البداية و النهاية : 8 / 100 . ( 2 ) . البداية و النهاية : 8 / 99 ؛ الاصابة : 5 / 254 . ( 3 ) . اسد الغابة : 4 / 215 .