است كه بدون اطلاع او اينچنين دست بازى داشته باشد و اينقدر بخشش كند و علاوه بر اين او را به خاطر اين رفتارش آزاد كرد . و همگى به اتفاق آرا تصديق كردند كه سخىترين اين سه نفر عرابه اوسى است ، زيرا او هرچه داشت بخشيد و اين يك نوع مجاهدهاى است كه از يك نادار مشاهده شده است . « 1 »
گفتارى در سخندانى او
همانا تقدم و پيشى گرفتن سرور انصار و بزرگ آنها در دستورات و حقايق مذهبى و احاطهء عميق او به قرآن و سنت پيامبر و آشنايى او در تشخيص گفتارهاى مختلف و گوناگون و سخنان بيهوده و گزاف و آراى پست ، آرايش دادن و زينت بخشيدنش به آنچه مراتب سخنپرورى و سخنان بزرگ بدان نيازمند است كه عبارت باشد از دانش و علمى بسيار و ادبيّتى فراوان و خاطرى آسوده و مستقر در حين سخن گفتن و توانايى عرضه كردن مطالب با تقريرى زيبا و تحقيقى نيكو ، با منطقى رسا و بليغ با زبانى گويا و اطلاع بر طرز چيدن مقدمات استدلال و قياس براى مناظره و احتجاج و روشهاى صحيح محاورات ادبى همه و همه خود دليل واضح و برهانى آشكارا بر بهرهمندى فراوان و دارا بودن كامل او است از اين صفت و اين ويژگى عالى و دليل بر اين است كه او از ديگران سهم بيشترى برده است و سخنرانى ماهر و خطيبى كامل بوده است گذشته از اينها كلمات و سخنان او كه قبلا ذكر شده و خطابهها و بيانات شورانگيزش كه بعدا ذكر مىشود هريك شاهد صادقى است بر اينكه قيس تنها از پيشتازان و يكهسواران ميدان نبرد و شمشيرزنان است بلكه از امراى سخن نيز به حساب مىآيد و سخنرانى زبردست است .
او خطيب تواناى انصار و يگانه سخنور قبيلهء خزرج است كه زبان گوياى عترت طاهره و خاندان پاك پيامبر است ، او با زبان و شمشير در راه اسلام جهاد نمود ، در خطابه از سخنان وائل پيشى گرفت و در نطق و بيان از قسّ الايادى گوى سبقت ربوده و در
هامش
( 1 ) . البداية و النهاية : 8 / 100 .