تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
كه دور گردن را فراگيرد ما را بس است . « 1 » اين خصلت و منش در خاندان قيس از قديم بوده تا به حدى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مىفرمود : جود و سخاوت در سرشت و فطرت اين خاندان نهفته است . « 2 » قيس مالى را به مبلغ نود هزار به معاويه فروخت و آنگاه مناديان او در شهر مدينه فرياد برآوردند كه هركس قرضى مىخواهد به خانهء سعد بيايد چهل يا پنجاه هزار را به مردم وام داده و بقيه را هم به عنوان صله و جايزه بخشيد و از وام‌گيرندگان سند گرفت بعد از چندى در بستر مرض افتاد ولى افراد كمى به عيادت او رفتند روى به همسر خود قريبه دختر ابى قحافه و خواهر ابو بكر نموده و گفت : اى غريبه ! به نظر تو علت اينكه مردم كمتر به عيادت من آمدند چيست ؟ پاسخ داد : به خاطر اينكه همگى از تو قرض دارند و تو طلبكارى . قيس تمام اسناد را به صاحبانش رد كرده و قرض همگى را بخشيد . « 3 » جابر گويد : با گروهى تحت فرماندهى قيس به مأموريتى اعزام شديم ، قيس از مال خود نه شتر براى ما كشت و همگى را ميهمان خويش ساخت هنگامى كه به خدمت رسول خدا مشرف شديم دوستان ما جريان را به آن حضرت گفتند ، رسول خدا فرمود : سخاوت و كرم ، اخلاق و سرشت اين خاندان است . در سفر ديگرى كه از عراق به مدينه مىآمد هرروزى يك شتر براى غذاى همراهيان خود مىكشت و همگى را غذا مىداد تا وقتى كه وارد مدينه شد . « 4 » عبد اللّه بن مبارك از قول جويره روايت كرده : معاويه نامه‌اى به مروان نوشت و به وى دستور داد كه خانهء كثير بن صلت را از او بخرد ، كثير خانه خود را به او نفروخت . معاويه نامه‌اى ديگر نوشت و به مروان دستور داد با كثير در برابر طلب من سختگيرى كن . اگر
هامش
( 1 ) . مثلى است كه براى اكتفاكردن به كم نسبت به زيادتر زده مىشود . ( 2 ) . الاصابة : 5 / 254 . ( 3 ) . تاريخ ، خطيب بغدادى : 1 / 177 ؛ تاريخ ، ابن كثير : 8 / 69 . ( 4 ) . الاستيعاب : 2 / 525 ؛ تهذيب التهذيب : 8 / 394 .