تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
تو مىدهم و قبلا به عنوان پيش‌قسط نصفش را برايت مىفرستم و هرگاه وارد كوفه شدم نصف ديگر را خواهم داد . عبيد اللّه شبانه نزد معاويه رفت و وارد اردوگاه او گشت و معاويه هم وعده‌اى كه به او داده بود وفا كرد . سحرگاه كه مردم از خواب حركت كردند منتظر خروج عبيد اللّه بودند كه تا با او مراسم صبحگاه را اجرا نمايند و نماز صبح را بخوانند وقتى دنبال او رفتند او را نيافتند ، قيس بن سعد بن عباده نماز را با آنان خواند و بعد از نماز برايشان سخنرانى كرد و آنان را در اطاعت از امام و پيروى از هدف خود پاىبرجا نمود و از حال عبيد اللّه كه مطلع شد مردم را به بردبارى و پايمردى و مقاومت و جهش در مقابل دشمن دستور داد و سپاهيان هم همگى اطاعت او را نموده و پاسخ مثبت به او دادند و گفت : اى قيس دستور حمله به نام خدا صادر كن تا بر دشمن حمله نماييم . قيس از جايى كه ايستاده بود پايين آمد و دستور حمله را صادر كرد ، بسر بن ارطاة در مقابل او صف‌آرايى كرده و با صداى بلند فرياد زد : اى مردم عراق ! اين فرمانده شما است كه نزد ما است و بيعت نموده و آن امام شما امام مجتبى است كه صلح نموده ، شما چرا خود را به كشتن مىدهيد ؟ ! قيس بن سعد به آنان گفت : يكى از دو كار را انتخاب نماييد ، يا بدون وجود امام بجنگيد و يا بر گمراهى و ضلالت بيعت كنيد . پاسخ دادند : بلكه ما بدون امام مىجنگيم ، از جاى خود بيرون آمده و حمله سختى نمودند و شامىها را به اردوگاه و سنگرهاى خود برگردانيدند . معاويه نامه‌اى به قيس بن سعد نوشت و او را به نزد خود خواند و وعده‌هايى به او داده وى را تطميع كرد ، قيس در جواب او نوشت : نه به خدا قسم ، هيچ‌گاه مرا نخواهى ديد ، مگر اينكه بين من و تو نيزه فاصله باشد . « 1 » يعقوبى گويد : حضرت امام حسن عليه السّلام ، عبيد اللّه بن عبّاس ( عموى پيامبر ) را با دوازده هزار تن به جنگ معاويه گسيل داشت و قيس بن سعد بن عباده انصارى را همراهش فرستاد و به عبيد اللّه امر فرموده كه مطيع امر و رأى قيس باشد . « 2 » سپس عبيد اللّه به ناحيهء جزيره روانه شد و معاويه ، پس از اينكه از كشته شدن حضرت
هامش
( 1 ) . شرح ابن ابى الحديد : 14 / 14 . ( 2 ) . تاريخ ، يعقوبى : 2 / 191 .