همراه تو دوازده هزار نفر از شجاعان و دليران عرب و پارسايان و تلاوتكنندگان قرآن را از قوم مصر فرستادهام يك نفر آنان در مقابل يك سپاه و جمعيت ايستاده و آهنگ جنگ با گروهى را خواهد نمود ، اينها را با خود حركت ده و ببر و با نرمى و ملايمت با آنان رفتار كن و با رويى باز با آنان مواجه شو و در مقابلشان متواضع و فروتن باش آنان را نزديك خود قرار بده و خيلى از آنها فاصله مگير ، اينها بازماندههاى افرادى هستند كه مورد اطمينان امير المؤمنين بودند . بر كنار رود فرات آنان را حركت ده و از فرات بگذر و از مسير مسكن « 1 » حركت كن و از آنجا بگذر تا در مقابل معاويه قرار گيرى و رودرروى او جبهه گيرى ، اگر به او برخورد نمودى او را همانجا نگهدار تا من به تو برسم و به زودى به دنبال تو حركت خواهم كرد . من بايد از وضع تو هرروز مطلع شوم و مرا در جريان كار بگذار و با اين دو نفر يعنى : قيس بن سعد و سعيد بن قيس مشورت كن و اگر حادثهاى براى تو رخ داد ، قيس بن سعد امير لشكر خواهد بود و اگر او هم كشته شد سعيد بن قيس به رهبرى مردم منصوب خواهد بود ، عبد اللّه در چنين موقعيت و با اين سفارشات حركت كرد .
و امّا معاويه جلو آمد و آمد تا به قريهء « الحيوضه » در مسكن وارد شد و در آنجا فرود آمد . عبيد اللّه بن عبّاس هم وارد آنجا شد و در مقابلش صفآرايى كرد ، فرداى آن روز معاويه عدهاى را نزد عبيد اللّه فرستاد ، عبيد اللّه به سربازانش دستور داد به آنان حمله كنند . سربازان عبيد اللّه سپاهيان اعزامى معاويه را از نزديك خود دور كرده و به اردوگاه خود برگردانيدند . شب كه فرا رسيد معاويه قاصدى نزد عبيد اللّه فرستاد و به او پيغام داد كه حسن بن على به من پيغام داده كه با او آشتى كنم و زمام امور را به من بسپارد اگر الان به فرمان من درآيى خود فرمانده مىشوى و دستوراتت قابل پيروى است ، ولى اگر حالا به فرمان من درنيايى و متابعت نكنى بعدها بالاجبار بيعت خواهى كرد ، ولى آن روز فقط تابع و فرمانبردار خواهى بود و اگر حالا پاسخ مثبت به من بدهى هزار هزار درهم به
هامش
( 1 ) . مسكن به فتح ميم و سكون سين و كسر كاف محلى است نزديك دجله كه از آنجا تا بغداد چند فرسخ بيشتر نيست در راه تكريت .