على عليه السّلام آگاه شد ، به طرف موصل روى آورد ، تاريخ حركت معاويه هجده روز بعد از كشته شدن حضرت على عليه السّلام بود كه دو لشكر در مقابل هم بسيج شدند معاويه مبلغ يك ميليون درهم با پيامى براى قيس فرستاد كه يا به ما ملحق شو و يا بازگرد ، ولى قيس پولها را برگرداند و گفت : مىخواهى با مكر و فريب مرا از دينم منحرف گردانى ؟
گفته شده كه معاويه پيام را براى عبيد اللّه فرستاد و يك ميليون درهم برايش قرار داد و او هم با هزار تن از سپاهيان خود به معاويه ملحق شد ، ولى قيس در نبرد با معاويه پايمردى نشان مىداد و معاويه پيوسته با دسيسه جاسوسانى به لشكر حضرت امام حسن مىفرستاد كه شايع كنند قيس با معاويه صلح نموده و همراه او شده و باز عدهاى را هم به لشكر قيس فرستاد تا شايع كنند كه حضرت امام حسن با معاويه صلح نموده است .
و در كتاب استيعاب از عروة نقل شده كه قيس بن سعد با حضرت امام حسن عليه السّلام بود و در مقدمهء لشكر پنج هزار سپاه داشت كه همگى بعد از مرگ حضرت على عليه السّلام سرها را تراشيده بودند و همپيمان با مرگ ، امّا هنگامى كه حضرت امام حسن با معاويه صلح نمود ، قيس به بيعت راضى نشد و به ياران خود گفت : شما چه مىخواهيد ؟ اگر مايل به جنگيد ، مىجنگيم تا پيشتازترين از ما بميرد . و اگر مايليد برايتان امان بگيرم . گفتند :
برايمان امان بگير . سپس قيس براى ياران خود طبق شرايطى امان گرفت و اينكه به هيچ وجه تعقيب نشوند و براى خود ، مزيّتى غير آنچه كه براى سپاهيان خود خواسته بود نخواست ( سپس با سپاهيان خود به طرف مدينه حركت نمود ) . « 1 »
سخنى از بخشش و سخاوت قيس
از آنجا كه موارد نمايان كرم و بخشش او فراوان است ما توانايى آن را نداريم كه گسترده در آن باب سخن گوييم ، لكن نمونهاى چند متذكر مىشويم و از آن همه داستانهاى شيرين و پاك منزّه چند مورد را يادآور مىگرديم ، از گردنبند به همان اندازه
هامش
( 1 ) . الاستيعاب : 2 / 225 .