تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
مىشود كه در زمان شركش خون او را مىريختيد ، بزرگترين گناه شما در نظر معاويه همين است كه به يارى دينى كه داريد برخاسته‌ايد ، امروز طورى بكوشيد كه فعاليت ديروز را فراموش كنيد و فردا به گونه‌اى جديّت نماييد كه كوشش امروز را از ياد ببريد . شما با پرچمى هستيد كه در طرف راستش جبرئيل و در سمت چپش ميكائيل مىجنگيد ، ولى حريف در زير پرچم ابو جهل و احزاب مىجنگد . و امّا خرما ، ما خرما نكاشتيم بلكه بر كسانى كه آن را مىكاشتند جلوتر رفته و بر آنان در خوردن آن غلبه كرديم ، و امّا طفيشل اگر غذاى ما بود ما هم مانند قريش ملقب به آن شده و به آن نام مشهور مىگشتيم چنان كه آنان را « قريش السخينه » گفتند . سپس در همين مورد اين اشعار را سرود : - اى پسر هند ! در جنگ اين جهش‌ها و پرش‌ها را وابگذار ، زيرا ما فعلا از شهرهاى خود دور شده و در ميدان جنگ به‌سر مىبريم . - ما همانيم كه تو ديده‌اى به ما نزديك گردان هرگاه كه خواستى هركسى را كه مىخواهى در اين معركهء تيره و تار و غبارآلود بياور . - اگر دسته‌جمعى حمله كنيم ترا در بين جمعيت پيدا خواهيم كرد و اگر بخواهى كه تنها و يك نفر يك نفر بجنگيم حمله خواهيم كرد و خواهيم جنگيد . - با ما در لفيف و اجتماعات برخورد نما ، ما در ميان خزرج با تو برخورد خواهيم كرد تو در جنگ با ما پدرانمان را مىخوانى . - هريك از اين دو را كه مىخواهى بگير ، نه از ما و نه از تو نرمش و مداراكردن نيست . - گرد و غبار جنگ فرو ننشيند ، مگر اينكه خطر بر طرف شود يا به نفع ما و يا به ضرر ما . - اى كاش آن مرگى كه دشمنان براى ما خواهان آن هستند به ما برسد و خداوند بر ما نعمت شهادت را عنايت كرده و عينا آن را بيابيم . - ما همان‌هايى هستيم كه در فتح مكّه حاضر شديم و در جنگ خيبر و حنين شركت كرديم . - بعد از جنگ بدر و آن كمر انسان را مىشكست و جنگ احد و حمله بعد از آنكه بر