تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
- مردمى كه هرگاه به پيكار برخيزند آن‌قدر قبضه‌هاى آنان دسته‌هاى شمشير مشرفيه را مىگيرد كه شهرها و كشورها فتح شوند . « 1 » در آن هنگام كه اوضاع بر معاويه بسيار سخت شد و خود را در شرف شكست و مغلوبيت ديد ، عمرو عاص ، بسر بن ارطاة ، عبيد اللّه بن عمر بن خطاب و عبد الرحمن بن خالد بن وليد را احضار كرده و به آنان گفت : مردانى از ياران على مرا اندوهگين ساخته‌اند مانند : سعيد بن قيس در همدان ، اشتر در بين قبيله‌اش و مرقال ( هاشم بن عتبه ) ، عدى بن حاتم و قيس بن سعد در بين انصار . مردم يمن شما را با جان خود نگهدارى نمودند تا آنجا كه من به خاطر شما خجالت كشيدم ، شما از قريش محسوب مىشويد و من مىخواستم مردم شما را بىنياز بدانند و به اين منظور براى هريك از نامبردگان يكى از شما را در نظر گرفتم شما اين اختيار را به من بدهيد . گفتند : بسيار خوب ، اين اختيار براى تو باشد و هرچه مىخواهى انجام ده . گفت : سعيد بن قيس و قبيله‌اش به عهده من باشد و فردا وضع او را روشن و دستش را از همه‌جا كوتاه خواهم كرد . و تو اى عمرو ! مسؤول دفع يك چشم طايفه بنى زهره ( مرقال ) خواهى بود ، قيس بن سعد هم براى تو باشد اى بسر . و تو اى عبد اللّه ! مسئول اشتر نخعى هستى و به تو اى عبد الرحمن بن خالد ، يك چشم طايفه طىّ يعنى عدى بن حاتم را مىسپارم . سپس هر يك از شما گروهى از ديده‌بانهاى سپاه را براى خود انتخاب كنيد ، و تا پنج روز هرروزى را نوبت يكى از اينها قرار داد : بسر بن ارطاة كه به مقابله با قيس گماشته شده بود ، نوبتش روز سوم بود بامدادان روز با سپاهيان و همراهان خود در مقابل قيس و لشكريانش جبهه گرفت و جنگ سختى بين آن دو درگرفت . قيس با هيبتى مردانه كه گوئى احدى را دسترسى به آزار و تسلط بر او نيست در مقابل بسر بن ارطاة ظاهر شد و حمله را آغاز كرد و اين رجز را مىخواند : - من پسر سعد هستم كه عباده پدرش موجب زينت و شرافت او است خزرجىها
هامش
( 1 ) . تاريخ ، ابن عساكر : 3 / 245 ؛ الاستيعاب ، ابن عبد البر : 2 / 539 ؛ اسد الغابة ، ابن اثير : 4 / 216 ؛ المناقب ، خوارزمى 122 اين مطلب را نقل كرده‌اند .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 110 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى