تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
مىفرستم كه به گلوى آنان چسبيده و آنان را از بين ببرد و به تعداد آنان از افراد قريش مردانى را خواهم فرستاد كه خرما و طفيشل « 1 » نخورده باشند . مىگويند : انصار حقيقى ما هستيم ، درست است ، اينان رسول خدا را منزل دادند و يارى كردند ، لكن حقوق خود را با راه باطلى كه در پيش گرفتند از بين بردند . نعمان خشمگين شد و گفت : اى معاويه از اينكه انصار درآمدن به جنگ شتاب به خرج داده‌اند آنان را سرزنش مكن ، آنها در دوران جاهليت هم همين‌طور بودند و امّا اينكه آنان را به مقابله و نبرد دعوت كنى تو خود شجاعت و مبارزه آنان را در ركاب رسول خدا ديده‌اى ، و امّا اينكه در مقابل آنان به اندازه آنها از قريش افرادى را بفرستى و چنين منظره‌اى بسازى و آنان را در چنين موقعيتى قرار دهى باز هم ديده‌اى كه انصار چه بلائى به سر قريش آوردند و قريش چه مصيبت‌ها از آنان كشيدند ، اگر دلت مىخواهد بار ديگر آنچه قبلا از آنان ديده‌اى باز هم ببينى ، اين‌چنين كن و تاريخ را تكرار نما ! و امّا خرما و طفيشل ، خرما از ما بود و به هنگام خوردن آن شما با ما شريك مىشديد و امّا طفيشل غذاى يهودىها بود وقتى ما از آن خورديم مزه‌اش به دهان ما خوب آمد و در اين مورد بر آنان غلبه كرده و بيشتر از آنها خورديم چنان كه قريش در مورد سخينه « 2 » اين عمل را كرد و آن را غذاى رسمى خود قرار داد . سپس مسلمة بن مخلّد به سخن درآمد تا آنجا كه گفت . . . . « 3 » سخن اين مجلس كه به انصار رسيد قيس بن سعد انصارى را جمع نموده و از جاى حركت كرد و خطبه‌اى در بين آنان خواند و چنين گفت : معاويه سخنانى گفته كه خبرش به شما رسيده و صاحب شما ( نعمان ) پاسخ او را داده است ، به خدا قسم اگر امروز بر معاويه خشم نموده و با او كينه ورزيديد معلوم مىشود كه ديروز هم ( قبل از اسلام آوردن او ) با او كينه داشته و دشمن او بوده‌ايد و اگر خون او را در اسلام بريزيد معلوم
هامش
( 1 ) . مانند سميدع يك نوع آبگوشت است . ( 2 ) . غذائى كه از آرد و روغن درست مىشود و قريشىها زياد آن غذا را مىخوردند تا جايى كه آنان را « قريش السخينه » گفتند . ( 3 ) . كتاب نصر 227 - 240 .