عباده است كه جزء انصار است و فرزندان و خويشاوندان او و غير آنان كه جزء قحطانىها هستند « 1 » .
در آن هنگام كه امير المؤمنين خواست به سوى شام حركت كند مهاجرين و انصارى كه همراه او بودند جمع كرده و بعد از حمد و ثناى پروردگار چنين گفت : امّا بعد ، شما مردمى با انديشههاى نيكو و بردبارى برتر و بهتر ، گويندگان حق ، و افرادى هستيد كه كردار و دستورتان بابركت است ، تصميم داريم به سوى دشمن خود و دشمن شما حركت كنيم ، نظريات خود را به ما ابلاغ كنيد و به آنچه صلاح مىدانيد اشاره كنيد .
قيس بن سعد برخاست و حمد و ثناى الهى را به جاى آورد و سپس گفت : اى امير مؤمنان ! با ما به سوى دشمنانت بشتاب و لحظهاى درنگ مكن . چه آنكه سوگند به خدا ، جهاد با آنان نزد من محبوبتر است از پيكار با كفار روم و ترك ، زيرا اينان در دين خدا سهلانگارى نموده ، و حيلهگرى كردند و اولياء خدا و ياران رسول خدا را كوچك شمرده و به آنها اهانت نموده ، مهاجران و پيروان و تابعين نيكوكار را تحقير كردند و هر گاه فردى مورد غضب آنان قرار مىگيرد او را زندانى كرده و يا كتك مىزنند و از شهرى به شهر ديگر تبعيد كرده و بىخانمانش مىكنند ، اموال ما از نظر آنان بر ايشان حلال است و ما را بندهء زبون خود مىپندارند . « 2 »
صعصعة بن صوحان گويد : هنگامى كه امير المؤمنين براى جنگ صفين پرچمهايى را برمىافراشت پرچم رسول خدا را بيرون آورد و تا آن زمان پرچم پيغمبر بعد از رحلت آن حضرت ديده نشده بود پرچم را بست و قيس بن سعد بن عباده را احضار فرموده ، پرچم را به او داد و سپس انصار و جنگجويان بدر را جمع نمود همينكه چشم آنها به پرچم رسول خدا افتاد گريهء بسيارى نمودند در اين موقع قيس اشعارى سرود و چنين گفت :
- اين همان پرچمى است كه پيرامون آن با رسول خدا بوديم و جبرئيل يار ما بود .
- ضرر نمىكند كسى كه انصار پشتيبان او هستند در صورتى كه براى او جز آنان هيچكس يار و ياور نباشد .
هامش
( 1 ) . مروج الذهب : 2 / 8 .
( 2 ) . كتاب صفين 50 .