تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسالة الولاية ( سر سلوك ) ( فارسى ) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
1 . ولايت مطلقه ( از باب اينكه صفت الهى باشد به صورت مطلق يعنى من حيث هى هى ) . 2 . ولايت مقيده . ( از باب استناد به انبياء و اولياء الهى ) . براى هريك از نبوت و ولايت دو اعتبار است : الف ) اعتبار اطلاق ب ) اعتبار تقييد كه از آن به ولايت عام و خاص نيز تعبير نموده‌اند چه اينكه نبوت عامه و مطلقه نبوّتى است كه از ازل بر سر حقيقت محمّديه در حضرت واحديت و مقام اتحاد آن حقيقت با اسم اعظم حاصل بوده است و اين نبوت و إنبا چون با اصل ولايت آن حضرت متحد است تا ابد باقى و جاودانه است و انقطاع ندارد كه آن حقيقت على الدّوام واسطهء در ظهور و اظهار و إنباء است كه لسان اين مقام و مرتبه همان : « كنت نبيا و آدم بين الماء و الطين » است و نبىّ با اين اعتبار مبدء ظهور اعيان و اسماء در مقام واحديت است مطلع از استعدادات جميع موجودات و ذرات و اعيان نيز هست و هر ذى حقى را كه به حسب ذات و به زبان ذات طالب وجود و نيل به درجات و كمالات وجودى است به كمال لايقهء فرد مىرساند و اين إنباء و هدايت و ولايت به حسب تكوين و تشريع ثابت است و برطبق استعداد خلائق در هر عصرى از اعصار جعل شرايع و متن و احكام مىنمايد . و جلوه اثر از مشكات انبياء از آدم تا خاتم است كه پس از قطع نبوت ، تشريع در مشكات اولياء محمديين عليهم السّلام متجلّى است و صاحب اين مقام داراى مرتبهء خلافت اعظم است كه به قطب الاقطاب ، انسان حقيقى ، آدم اول ، قلم اعلى و روح اعظم نيز تعبير كرده‌اند لذا عقل اول و روح اعظم از ظهورات آن حقيقت كلى است . و باطن اين نبوت ، ولايت مطلقه است كه مقام حصول جميع كمالات وجودى و صفات كمالى و مجمع مظاهر و مراتب و فعليات است و اين وجود جمعى كامل تمام محمدى ، فانى در حق و باقى به اوست . نبوّت مقيّده ، عبارتست از اخبار غيبى و الهى ناشى از معرفت ذات حق و شناسائى