اعظم الهى كه خود داستانى ديگر دارد .
* نمونه چهارم : مادر حضرت موسى عليه السّلام كه بر او وحى الهى ( الهام ) شده است « 1 » و القائى كه موجب رفع حزن و خوف گرديد چه اينكه قلب مادر موسى به خداوند متعال مرتبط بود تا الهامات غيبى به او شده است و . . .
* نمونه پنجم : همسر حضرت ابراهيم عليه السّلام كه هم سخنان فرشتگان را مىشنيد و هم با آنان سخن مىگفت « 2 » زيرا كه ولايت كه باطن نبوت است مرتبط به كمال انسان و چهره ارتباط انسان كامل به خداى سبحان است .
* نمونه ششم : اصحاب كهف كه چگونه ايمان داشته و استقامت ورزيدهاند و خداوند در قلوب آنها پيوند و ربط به خود را ايجاد كرد « 3 » و اصحاب كهف از آيات الهى واقع شدهاند . « 4 »
* نمونه هفتم : كه مؤمنان اعمال مردم را مشاهده مىكنند « 5 » و البته مراتب و درجات اهل ايمان به حسب معرفت اعمال صالح آنها فرق دارد . « 6 »
ولى اللّه چگونه به مقام ولايتش راه مىيابد يا آگاه مىشود ؟
* مردى از امام صادق عليه السّلام سؤال كرد پيامبران از كجا مىفهمند كه پيغمبرند ؟ « كيف علمت الرسل أنّها رسل ؟ امام صادق عليه السّلام در پاسخ فرمودند : « كشف عنها الغطاء » يعنى پرده از مقابل ديدگان آنها برداشته مىشود يعنى با كشف و شهود ناب به نبوت و حقانيّت يافتههاى خود پى مىبرند .
دوباره راوى از مولاى خويش پرسيد با كدامين محك و معيار ايمان خود را بسنجد و بفهمد كه مؤمن است ؟ « باى شىء علم المومن أنّه مؤمن ؟ » امام عليه السّلام فرمودند :
هامش
( 1 ) . طه - 40 41 ، قصص - 10 .
( 2 ) . سورهء هود - آيات 69 تا 73 .
( 3 ) . سورهء كهف ، آيات 13 تا 15 .
( 4 ) . سوره كهف - 9 .
( 5 ) . سوره توبه - 105 .
( 6 ) . سوره مطففين - 18 تا 11 تا 21 ، فصلت - 31 .