موانع و حجابهاى نيل به مقام ولايت تبيين نمىشد و از باب نمونه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله به ابوذر فرمود :
« يا اباذر اتحب ان تدخل الجنه ؟ قلت نعم فداك أبى ، سپس فرمود اگر دوست دارى وارد بهشت شوى « فاقصر من الامل » از آرزوهايت بكاه و « اجعل الموت نصب عينيك » ، و مرگ را نصب العين خود قرار بده و « استح من اللّه حق الحياء » از خدا آنچنانكه شايسته است شرم كن . « قال قلت : يا رسول اللّه كلنا نستحيى من اللّه » همهء ما از خدا شرم مىكنيم « قال ليس ذلك الحياء ، و لكنّ من اللّه ان لا تنسى المقابر و البلى » شرم از خدا آن است كه قبر و پوسيدگى قبر را فراموش نكنى ، « و الجوف و ما وعى » شكم و غذا را مورد توجه قرار دهى و كنترل نمائى ، « و الرأس و ما حوى » و نيز سر و انديشهها و افكارى كه در سر مىپرورانى را وارسى كنى . آنگاه فرمود : « و من اراد كرامة اللّه فليدع زينة الدنيا » اگر كسى كرامت الهى مىطلبد بايد زينت دنيا را رها كند « فاذا كنت ذلك اصبت ولاية اللّه » « 1 » اگر اين مراحل را طىّ كردى به مقام ولايت الهى مىرسى .
در جاى ديگرى فرمود : « يا اباذّر انّ اهل الورع و الزّهد فى الدنيا هم اولياء اللّه حقّا » « 2 » آنان كه دنيا را با چشم بىرغبتى مىنگرند اولياى الهىاند و زهد و ورع نشانه ولايت الهى است كه هركه ولى اللّه است اهل ورع و زهد است لذاست كه سير استكمالى در مرتبه علمى و عملى مىخواهد ، يقين در شناختن و شدن و رسيدن به مقام توحيد افعالى و صفاتى و سپس فناء ذاتى ( توحيد ذاتى ) مىخواهد تا انسان به مقام ولايت بار يابد و ولايت صاحب درجات و مراتب است كه مراتب آن به تبع مراتب وجودى و تكاملى انسانهاى سالك است و هر مرتبهاى داراى لوازم و نتايج خاص به خود است كه كرامات اولياء از آن سنخ مىباشد به قول ابن عربى :
« بدان كه نبوت و ولايت در سه چيز مشتركاند :
- معرفت لدّنى و دانش بدون آموزش بشرى .
هامش
( 1 ) . بحار ، ج 77 ، ص 83 به نقل از مكارم الاخلاق .
( 2 ) . بحار ، ج 77 ، ص 87 .