5 . كنار زدن علم و دانش و عقل و برهان به بهانه مدرسهاى و حجاب بودن و بىتمكينى پاى استدلاليان و قرار گرفتن در جاذبههاى معنايى و روحانى كه بله راه عشق نزديكتر و كارسازتر است و تفسيرهاى غلط و كژانديشانه از آن و سپس به تدريج از شريعت عبور كردن به بهانه اينكه قشرى و ظاهرى و عوامانه است و لذا رسالههاى عمليه و فقهيّه را كنار نهادن و از تقليد فقهى خارج شدن و سر تسليم محض در برابر قطب و مرشد و شيخ طريق نهادن ؟ ! و چه تناقضهاى وحشتناكى كه انسانهاى سادهانديش و داراى بساطت ذهن و ضمير گرفتارش شدهاند .
6 . انزواگرايى و جامعهگريزى و درد خلق خدا را از دست دادن به بهانه دنياگريزى و زهد و خلوتگزينى و . . .
7 . ترويج عرفانى كه از رابطه بىحد و مرز دختر و پسر و اختلاط زن و مرد حكايت نمايد و با دود و دم و جادو ، شراب و زنبارگى سازگار باشد ؟ ! ! « 1 »
8 . عرفان آزاد از شريعت الهى و راهنمايى انسان كامل معصوم كه در كتابهاى عرفاندرمانى ، مراقبه ( وين داير ) ، تعاليم كريشنا مورتى ، نگاه در سكوت ، حضور در هستى و . . . ( مورتى ) و عرفان اشو ( الماسهاى اشو ، بلوغ ، اينك بركهاى كهن ، ريشهها و بالها و . . . ( اشو ) و عرفانهاى سرخپوستى در تعاليم « دون خوان » توسط كاستاندا در كتب سفر به ديگرسو ، حقيقتى ديگر ، و . . . موج مىزند و . . . عرفانهايى كه آرامش زودگذر و سطحى را به ارمغان مىآورد كه انسان را از حقيقت وجودى تهى مىسازد و با مسئوليتهاى فردى و اجتماعىاش در ستيز است .
9 . رياضتهايى كه در اصل تأييد و تقويت نفس است و برخى كرامات و خوارق
هامش
( 1 ) . كتب و آثار كوئيلو مثل « كنار رودخانه پيدرا نشستم و گريستم » ، مكتوب اول و دوم و . . كه كوئيلو با استفاده از سنتهاى معنوى و ميراث عرفانى اسلامى - شرقى بهرهبردارى كرده و بنيادهاى امانيستى و سكولاريستى را ترويج مىنمايد .