تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسالة الولاية ( سر سلوك ) ( فارسى ) — صفحة 407

مساهمون:

ص٤٠٧
ماهوىاش حضور دارد . لذا عرفان اسلامى عرفانى شريعت‌گرا چه قبل از سلوك و وصول و چه پس از سلوك و وصول و چه در ميانهء راه و حين سلوك و وصول است يعنى شريعت از آغاز تا انجام و بدايت تا نهايت و حدوث و بقاء در همه مراحل و مقامات محور و مدار حركت نهادى و جوهرى و صيرورت باطنى و درون‌گرايانه است و در فرايند روشمند و مكانيسم از خود تا خدا ملاك عمل است و سلوك توأم و قرين با رياضت و مجاهدت مستمرّ و پايدار است و مجاهدت و رياضت مبتنى بر عقايد اسلامى ، شريعت و فقه اسلامى است يعنى رياضتى معقول ، معتدل و مشروع است ، شريعت حقيقت واحدهء ذات مراتب و حتّى ذات مظاهر به وزان استعدادها و قابليت‌هاى سالكان اعم از سالكان مجذوب و مجذوبان سالك و سالكان محض و مطلق است و با توجه به گسترهء وسيع و قلمرو فسيح همهء مقامات و منازل را تحت پوشش نهاده است تا سالك براساس استعداد ، مقامات و احوال ، مزاج‌هاى وجودى دچار خلأ و كاستى در سلوك و برنامه‌هاى سلوكىاش نشود لذا شريعت داراى ظاهر و باطن و آداب و اسرار و جسم و جان است و طريق معرفت نفس و مراقبت نفس را در دل تزكيه و تهذيب نفس تا رسيدن به مرتبهء فناى فى اللّه و تضحيّهء نفس نشان داده است ، در عرفان شريعت‌محور نيل انسان به شهود نفس و قرار گرفتن تحت ولايت الهيّه و قرارگاه « توحيد تامّ » از رهگذر « عبوديت و بندگى » ملاك اصلى است و شريعت اصالت را به « عبوديت » داده است نه كشف و كرامات ، لذا عارفان حقيقى نه تنها التزام به واجبات و محرمات داشتند بلكه در تحصيل مندوبات و ترك مكروهات و مباحات نيز تلاش نموده‌اند و به تعبيرى در عرفان شريعت‌گرا براى سالكان راستين گو اينكه دو حكم بيشتر نبود : 1 . واجب 2 . حرام ، يعنى مستحب در مقوله اول و مكروه و مباح در مقوله دوم قرار مىگرفت و طاعت و بندگى و گريز از هر نوع گناهى براى سالك اهميت بسزا داشت تا خداگرايى و ديدار حقّ سبحانه تحقق يابد پس