ايمان به خدا ، عمل صالح ، معرفت عميق ، محبّت صادق و التزام به سنّت و سيره قولى و فعلى معصومان عليهم السّلام جانمايه عرفان شريعتگرا بشمارند و . . امّا عرفان شريعتگريز خواه از درون جبههء عرفانى اسلام و خواه عرفانهاى بيرونى و بيگانه از فرهنگ اسلامى هركدام با قرائتهاى خاصّى از عرفان درونگرا و باطنگرايانه به خصوص برخى متشابهات و شطحيّات عرفانى و گزارههايى كه در خصوص رابطه شريعت ، طريقت و حقيقت گفته آمد راه گريز براى برون رفت از شريعت يافته و از بايدها و نبايدها و چگونگى و مكانيسم عمليات عرفانى و سلوكى فرار كردهاند كه به تعبير علامه فرار از شريعت فرار از « اشقّ به اسهل » بود و عرفانهاى نوآمد نيز به دلائل مختلف شريعت را كنار زدهاند كه برخى از دلائل آنها شايد چنين باشد : 1 . نشناختن حاقّ و باطن شريعت اسلام 2 . عدم فهم زبان و اشارتهاى عرفان شريعتگرا 3 . تسامح و تساهل در سلوك باطنى 4 . نيرنگ و فريبكارى برخى مدّعيان عرفان 5 .
آرامشهاى كاذب و زودگذر برخى عرفانهاى نوظهور كه بيشتر ورزشهاى ذهنى و جسمىاند در تمركز ذهن و ضبط نفس تا سلوك عرفانى 6 . وجود خلأهاى تئوريك و معنوى در عرصه عرفانهاى صائب و صادق 7 . بهرهگيرى از زبان و ادبيات جديد به خصوص رمانتيك در مقولههاى معنوى 8 . طرح عرفان آزاد و ليبراليستى كه با خودخواهىهاى نفسانى و خواهشهاى طبيعى و غريزى در تعارض نباشد .
ناگفته نماند كه چنين دلائلى زمينه ظهور شبه عرفانها يا عرفانهاى دروغين را فراهم ساخت و عرفان راستين را متهم كرد .
در فرجام اين بخش برخى از ويژگىها ، مؤلفهها و شاخصهاى عرفان شريعتگرا و شريعتگريز را در ضمن نمودارى ترسيم مىكنيم :
رسالة الولاية ( سر سلوك ) ( فارسى ) — صفحة 408
مساهمون: ميرزا أحمد الآشتياني
ص٤٠٨