نردبان بايد گفت كه مثل پلكانى است كه پلههاى بالايى وابسته به پلههاى پايينى است و هيچكدام از آنها « بام » نيست و همه شريعت ، طريقت و حقيقت به مثابه پلكان تكامل و تعالى انسان سالك الى اللّه تا مقام قرب و لقاء ربّ هستند ، علامه جوادى آملى در تفسير آيهء :
وَ اعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ
« 1 » كه دستاويز برخى از جملهء صوفيه قرار گرفته است فرمودند : « انسان تا زنده است نسبت به عبادات خدا تكليف دارد و تنها با رسيدن مرگ اين تكليف به پايان مىرسد و مفاد كلمهء ( حتّى ) بيان حد عبادت و نهايت آن است نه فايده و منفعت . « 2 » يا فرمود : « انسان سالك تا در عالم دنيا به سر مىبرد از تكليف جدا و از شريعت رها نمىگردد . » « 3 » و نوشتهاند : « سير و سلوك جز با انجام واجبات و مستحبات از يكسو و ترك محرمات و مكروهات از سوى ديگر قابل قبول نيست و بازدهى ندارد » « 4 » ، بلكه التزام عملى عارفانه و عاشقانه به مراحل والاتر و بالاتر شريعت خواهد داشت و تبعيّت از سيرهء عملى حضرت ختمى مرتبت صلّى اللّه عليه و آله نيز چنين اقتضاء مىكند .
و در جاى ديگر مسئله تبعيت از شريعت و ولايت اهل بيت عليهم السّلام را راه صحيح سلوك براى شهود دانستهاند « 5 » و يا پس از تحليل مقوله بام و نردبان در مثال صوفيان و نقد آن نوشتهاند : « قشر از لبّ و شريعت و طريقت از حقيقت تفكيكناپذيرند » . « 6 »
و ابن عربى در تبيين رابطه شريعت و طريقت و حقيقت گفتهاند : « . . . حقيقت عين شريعت است . شريعت مانند جسم و روح است كه جسمش احكام است و روحش حقيقت . » « 7 »
هامش
( 1 ) . حجر ، 99 .
( 2 ) . جوادى آملى ، تفسير موضوعى قرآن مجيد ، ج 15 ، ص 627 - 228 ، ج 16 ، ص 127 - 128 ، ج 12 ، ص 337 ، ج 13 ، ص 211 .
( 3 ) . همو ، تفسير موضوعى قرآن مجيد ، ج 10 ، ص 295 .
( 4 ) . همان .
( 5 ) . همو ، دينشناسى ، ص 248 .
( 6 ) . همان ، ص 69 - 70 .
( 7 ) . ابن عربى ، فتوحات مكيه ، ج 2 ، ص 536 ، و ج 4 ، ص 419 و ج 2 ، ص 487 ، 687 .