كه فرمود : « فرض الايمان تطهيرا من الشّرك ، و الصّلاة تنزيها من الكبر ، و الزّكاة زيادة فى الرزق ، و الصيام تثبيتا للإخلاص . . . » . « 1 »
و عارف معروف محى الدين عربى كه پدر عرفان نظرى و شيخ اكبر ناميده شده است در خصوص شريعتگرايى در سلوك عرفانى نغز و پرمغز مىگويد :
« ما نال من جعل الشريعة جانبا * شيئا و لو بلغ السماء مناره »
هركه از شريعت فاصله گيرد ( شريعتگريز باشد ) اگر تا آسمان هم برسد به چيزى از حقيقت نائل نمىگردد . « 2 » يا همو در ضرورت سلوك مبتنى بر شريعت در همه مراحل و منازل سلوكى گفتهاند : « شريعت ، جادهاى روشن و رهگذر نيكبختان و راه خوشبختى است . هركه از اين مسير رفت ، نجات يافت و هركه رهايش كرد نابود شد . » « 3 »
و علامه طباطبايى رحمه اللّه در رسالة الولايه به چند نكته بسيار مهم و بنيادين در خصوص عرفان اسلامى شريعتگرا اشاره كردهاند كه عبارتند از : الف ) شريعت اسلام همه آنچه را كه سالك در رسيدن به مقام توحيد تامّ و فناى كامل نياز دارد بيان كرده است و آداب و اسرار و علل و حكم آنها را روشن ساخته است .
ب ) شريعت « طريق نفس » را در دو حوزه خودشناسى و خودسازى يا معرفت و مراقبت نفس به صورت كامل و كافى تبيين ساخته است .
ج ) عبوديت برپايه معرفت و محبت يا عرفان و عشق حقيقى و بر مدار و محور شريعت حقّه محمدى صلّى اللّه عليه و آله است كه سالك را به سرمنزل مقصود مىرساند و غايت آمال عارفان را شامل حال وى مىكند .
د ) شريعت داراى لايههاى ظاهرى و باطنى است كه سالك الى اللّه بتدريج بر ميزان معرفت و معنويتش به آنها راه مىيابد .
هامش
( 1 ) . رىشهرى ، محمد ، ترجمه ميزان الحكمه ، ج 6 ، ص 2708 .
( 2 ) . ابن عربى ، فتوحات مكيّه ، ج 3 ، ص 16 .
( 3 ) . همان ، ص 69 .