در پيش گرفت به مقصد مىرسد و بهرهمند مىشود و هركه از پيمودن آن خوددارى كرد گمراه شد و پشيمان گشت . به بيان ديگر امير المؤمنين عليه السّلام شريعتگروى و التزام عملى به شريعت را عامل سلوك و شهود و راه رهايى و نجات و شريعتگريزى و بىاعتنايى عملى به احكام الهى را عامل سقوط و هبوط و ضلالت و ندامت معرفى كردهاند و بدانيم كه شرايع الهى و توحيدى داراى « روح واحد » اما ذو مراتب و درجات هستند كه امام على عليه السّلام فرمود : « الشريعة صلاح البريّة » « 1 » رابطه شريعت آسمانى با سالك الى اللّه همواره ثابت و مشخص است و كارآمد و سرنوشتساز كه استاد شهيد مطهرى فرمودند : « . . . يكى از كارهايى كه پيغمبران براى آن آمدهاند دعوت به خداست يعنى رابطه ميان بنده و خدا برقرار نمودن ، بدين معنا كه از يك طرف بنده را عارف به حقّ كردن و از سوى ديگر عابد حق نمودن . من از شما مىپرسم : آيا عرفان خدا و همچنين پرستش خدا و تقرّب به او چيزهايى است كه فرمول آن در زمانهاى مختلف فرق مىكند ؟ مثلا علوم فيزيك و شيمى كه پيشرفت رژيم عرفان به خدا عوض مىشود ؟ پيغمبران آمدهاند يكى براى اينكه خود بشر را به خودش بشناسانند كه غير از انبيا قادر به اين كار نبودند . براساس معرفة النفس دستور تهذيب اخلاق به بشر مىدهند . آيا دستورهاى مربوط به تهذيب اخلاق در زمانهاى مختلف فرق مىكند ؟ همهء انبياء آمدهاند براى اينكه خودپرستى ، خودخواهى را امّ الامراض نفسانى معرفى كنند و بر اين اساس با خودپرستى و خودخواهى مبارزه كنند . . » « 2 » پس اولا روح حاكم بر شرايع آسمانى واحد است و آن تعيين و تأمين سعادت حقيقى و كمال واقعى انسان است ، ثانيا بايد و نبايدها يا چگونگى و چرايى « سلوك الى اللّه » را در همه مراحل و اطوار تكاملى و مقامات معنوى تبيين كردند چنان كه فرازى از خطبه حضرت زهرا عليها السّلام نيز چنين حقيقتى را روشن مىسازد ، آنگاه
هامش
( 1 ) . غرر الحكم ، ص 698 ؛ ر . ك : ميزان الحكمه ، ج 6 ، ص 2704 .
( 2 ) . مطهرى ، خاتميّت ، ص 50 .