ب ) ضرورت شريعت در سلوك عرفانى ؛
ج ) مؤلفههاى عرفان شريعتگرا و شريعتگريز .
الف ) شريعت ، معانى و لوازم آن
« شرع » از ماده « شرع » ( بر وزن زرع » در اصل به معناى راه روشن است ، راه ورود به نهرها را نيز « شريعه » مىگويند . سپس اين كلمه در مورد اديان الهى و شرايع آسمانى كاربرد يافته ، چون راه روشن سلوك و سعادت در آن است و طريق وصول به آب حيات و زندگى حقيقى ، معقول و حيات طيّبه در آن از حيث معرفت ، معنويت و كمالات وجودى تبيين شده است چه اينكه آب نماد و نمود حيات و طهارت است و زندگى واقعى در طهارت عقل و روح و نزاهت جسم و جان از هرگونه انحراف و انحطاط يا كژانديشى و كژراهه رفتن است كه تنها در پرتو شريعت وحيانى و دينى ممكن و تحققپذير است . در تفسير نمونه آمده است : « شريعت » راهى است كه براى رسيدن به آب در كنار نهرهايى كه سطح آب از ساحل نهر ، پائينتر است احداث مىكنند ، سپس به هر راهى كه انسان را به مقصد و مقصودش مىرساند اطلاق شده است ، به كار گرفتن اين تعبير در مورد آئين حق ، به خاطر آن است كه انسان را به سرچشمهء وحى و رضايت الهى و سعادت جاويدان كه همچون آب حيات است مىرساند . . . » « 1 » و علامه طباطبايى فرمودند : « شريعت عبارتست از طريقهاى خاص ، طريقهاى كه براى امتى از امتهاى پيامبرى از پيامبران مبعوث به شريعت تعيين و آماده شده باشد مانند شريعت نوح ، شريعت ابراهيم ، شريعت موسى ، شريعت عيسى و شريعت محمد صلّى اللّه عليه و آله . . . » « 2 » كه به تعبير استاد شهيد مطهرى : « اختلاف شرايع پيشين با شريعت ختميه به اصطلاح اختلاف تباينى و از نوع تضاد نيست بلكه اختلاف فرعى
هامش
( 1 ) . شيرازى ، مكارم ، تفسير نمونه ، ج 21 ، ص 268 .
( 2 ) . طباطبايى ، تفسير الميزان ، ج 5 ، ص 574 و ج 18 ، ص 252 .