تحت تدبير و ربوبيت و ولايت حضرت حقّ سبحانه است و توحيد علمى و عينى عارف در حقيقت فناى در مقامات و مراحل فناى افعالى ، صفاتى و ذاتى است كه تنها يك ذات و مظاهر و جلواتش را شهود مىنمايد و همه هستى را در او فانى و به او باقى مىبيند كه :
اى مرغ سحر ، عشق ز پروانه بياموز * كان سوخته را جان شد و آواز نيامد
اين مدعيان در طلبش بىخبرانند * كان را كه خبر شد خبرى باز نيامد « 1 »
بديهى است كه تبيين چنين عرفانى كه تنها براى « خدا » باشد و از رهگذر شريعت محمّدى صلّى اللّه عليه و آله حاصل آيد تا انسان را به سعادت و كمال امكانىاش و اصل كند و تحت تدبير و ظلّ ولايت مطلقه حقّ سبحانه قرار دهد با توجه به انحراف و التقاطهايى كه در ساحت عرفان و سير و سلوك حادث شد و تحريف و تحجرهايى در حريم سلوك شهود واقع گشت و حراميانى به حريم و حرم قدس عرفان ناب دزدانه شبيخون زدند و تهاجم نظرى و عملى را به صورت پيدا و پنهان عليه حقيقت عرفان و عرفان حقيقى شروع كردند و عرفانهاى مدرنيستى ، ليبراليستى و سكولاريستى از جهان غرب و عرفانهاى آيين شرقى از هندوئيسم ، بوديسم و . . . و همچنين جريانها و فرقههاى عرفان صوفيانه نيز از درون جبهه اسلامى كه همگى در مبانى و منابع و اهداف و غايات با عرفان ناب اسلامى در تباين و تعارض هستند ظهور يافتند و اين معنا ضرورت بازشناسى و بازكاوى عرفانهاى حقيقى را از شبه عرفانها و عرفانهاى نوآمد را بيشتر و اجتنابناپذير مىنمايد و طرح و تحليل « عرفان شريعتگرا » كه به دلالت ضمنى و غير مستقيم عرفانهاى منهاى شريعت يا شريعتگريز نقد خواهند شد با توجه به چنين واقعيتهاى تلخ و شيرين در چند محور به صورت مجمل بررسى خواهد شد :
الف ) شريعت ، معانى و لوازم آن ؛
هامش
( 1 ) . سعدى ، ديباچه گلستان .