زمان طولانى به تدريج امكانپذير است كه استاد بايسته است به تجليّات ذاتّيه ربانّيه از تجليات صفاتيه و اسمائيّه رسيده باشد و لذا بزرگان معرفت و معنويت گفتهاند :
استاد دو قسماند : 1 . استاد خاصّ 2 . استاد عامّ . و استاد خاص آن است كه منصوص و مخصوص به اشاره و هدايت است كه نبيّ و خلفاي خاصّه او هستند « 1 » و استاد عام به خصوص مأمور به هدايت نباشند و لكن داخل در عموم
فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ
« 2 » باشند و علامه سيد محمد حسين حسينى تهرانى نوشتهاند : اولياء خدا و افرادى كه به مقام كمال انسانى رسيدهاند در هر زمان ممكن است متعدد باشند و هر يك از آنان قابل دستگيرى و هدايت و ارشاد سالكين ، ليكن امام و خليفهء رسول خدا كه داراى ولايت كبرى و حافظ شريعت و طريقت و مهيمن بر جميع عوالم و محيط بر جزئيات و كليات است ، در هر زمان بيش از يكى نيست ، و تمام اولياء در تحت لواى اويند و در تحت شريعت و طريقت او ، و براى سالك ضرورى است كه پيوسته متوجه او باشد و اين همان مرافقتى است كه مصنّف فرموده است زيراكه مرافقت از رفاقت و رفيق مشتق است و مسلّما مرافقت بدنى شرط نيست ، بلكه مرافقت روحى لازم است و اين مبتنى است بر آنكه همانطور كه روح ولّى بر سالك سيطره دارد ، سالك نيز پيوسته متوجه او بوده تا مرافقت صادق شود . و عملا سير و حركت سالك به واسطهء اين مرافقت با امام صورت گيرد ، كه مصنّف رحمه اللّه از او تعبير به استاد خاص فرموده است و از زمان غيبت كبرى منحصرا اختصاص دارد به وجود حضرت امام زمان حجة الله البالغة محمد بن الحسن العسكرى عليه السّلام .
و اما سائر اولياء كه دستگيرى مىكنند ، اوّلا به تبعّيت از استاد خاصّ مىباشد . و ثانيا لزوم دستگيرى آنان در ظرف عدم تمكّن از اوستاد خاصى است و امّا در زمان
هامش
( 1 ) . ر . ك : رساله سير و سلوك منسوب به بحر العلوم ، ص 166 ، رساله انسان كامل نسفى ، ص 5 و . . .
( 2 ) . نحل ، 43 .