است به انسان راه رفته و اهل ذوق عرفانى و مواجيد سلوكى كه داناى به اسرار و رموز « سلوك عملى » است و در عين حال اهل عرفان علمى نيز مىباشد مراجعه شود البته به تعبير بزرگان در فقه نفس و طبّ روحانى معرفت به استاد اصعب و دشوارتر از فقه ظاهر و شريعت ظاهرى است و مراقبت و دقت لازم و بصيرت و صبر بايد تا انسان در پرتو بينايى ، بيدارى و پايدارى و درك محضر اصحاب دانايى و دارايى به اين مهّم يعنى شناخت « استاد عام » دست پيدا نمايد .
3 . معرّفى استاد پيشين : به اين معنا كه انسان « استادى عام » با شرائط محرزه داشته و آن استاد ، فردى جامع ، سالك و به توحيد رسيده را معرفى نمايد و يا از طريق استاد سلوكى تمام عيار كه معروف نزد اصحاب حكمت و شريعت و معرفت و معنويت است استاد سلوكى خويش را كه بايد تحت تعليم و تربيت او باشد را بشناسد . . . آرى وجود استاد جامع و كامل در سير درونى لازم است تا انسان هم در فهم به حقايق و دقائق دينى و تفسير وحى و هم در عمل به دستورات الهى دچار خبط و خطا نشود و گرفتار انحراف و تحريف و تفسير به رأى يا مبتلا به انانيّت و خود بزرگبينى نگردد كه نداشتن استاد عامّ يا قرار نگرفتن تحت عنايات و توجهات استاد خاص ضررها و آفاتى دارد كه به برخى از آنها اشاره مىنمائيم :
1 . خروج از تعادل روحى و توازن در رشد استعدادهاى بالقوه به سوى فعليت و كمال
2 . گرفتار شدن در دام كبر و عجب و غرور
3 . عدم تشخيص وسوسههاى شيطانى از الهامات غيبى
4 . فرورفتن در تأويلات باطل و تفسير به رأىهاى علمى ، فرهنگى معنوى
5 . خود را قطب و قدوهء سالكان معرفى كردن و سپس فرقهسازى و جريانپردازى از رهگذر مريد و مرادى و . . . كه برخى گفتهاند علّت انحراف حسين بن منصور حلّاج در اذاعه مطالب ممنوعه و اسرار الهيّه ، نداشتن معلّم و شاگردى او در دست استاد
رسالة الولاية ( سر سلوك ) ( فارسى ) — صفحة 358
مساهمون: ميرزا أحمد الآشتياني
ص٣٥٨