تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسالة الولاية ( سر سلوك ) ( فارسى ) — صفحة 357

مساهمون:

ص٣٥٧
تمكّن دستگيرى آنان ضرورتى نيست گرچه آن نيز ممكن است و اشكالى ندارد . مرافقت سالك با اوستاد عامّ نيز لازم است زيرا نفحات رحمانيّه از جانب ربّ العزّه ، توسط حجاب اقرب كه همان استاد خاص است به توسط قلب استاد عامّ به سالك مىرسد . بنابراين سالك نبايد از افاضات قلبيّه استاد عامّ غافل بماند كه از استفاضهء معنويات او محروم خواهد ماند و . . . » . « 1 » چنان كه قبلا مطرح كرديم « استاد عامّ » بايد شرايطى داشته باشد كه به برخى از آنها اشارتى رفت و حال چگونه و از چه راهى بايد استاد عام را شناخت ؟ اهل معرفت سه راه عقلانى و امكان‌پذير را مطرح كردند : 1 . بررسى شخصى : كه به مصاحبت و مرافقت با او در خلأ و ملأ ممكن مىشود تا براى سالك واقعيت و يقين او دستگير شود كه اهل خبره و عقلانيت و معرفت ، اهل درد و دغدغه عمل به شريعت و اهل مقام الهى و معنويت است و اصل براى او « عبوديت » است لذا ابدا ظهور خوارق عادات و كشف و كرامات و اطّلاع بر مغيبات و اسرار خواطر افراد بشر و ذهن‌خوانىها و عبور بر آب و آتش و طيّ زمين و هوا نميتواند دليل بر وصول صاحبش به حقيقت و عبوديت و مقام ولايت الهيّه باشد چه اينكه همهء امور يادشده در اثر « رياضت نفس » ، مكاشفات روحيّه و حتى ممارست در برخى از علوم غريبه ممكن است . « 2 » 2 . رجوع به اهل خبره : چنان كه در شناخت فقيه اعلم و مجتهد جامع الشرائط و يا متخصص در يك فن علمى يا صنعتى بايسته است به كارشناس و خبره مراجعه كرد در شناخت صاحب نفس حوزه معنا و سلوك كه بسيار دشوارتر است نيز شايسته
هامش
( 1 ) . حسينى تهرانى ، سيد محمد حسين ، رساله سير و سلوك منسوب به بحر العلوم ، ص 166 - 167 ، متن و پاورقى . ( 2 ) . ر . ك : رسالة لب اللباب ، ص 135 ، علامه تهرانى .