الف ) سلوك قبل از وصول و جذبه ، به اين معنا كه سالك پس از انجام مجاهدتهاى درونى و هجرتهاى وجودى و انفسى و تحمل رياضت طى مقامات در رهن جذبات الهيه و جلوات غيبيه قرار گيرد و بارقههاى الهى و لمعات رحمانى شامل حال او گردد كه در خطبه على عليه السّلام مبنى بر « قد أحيا عقله و أمات نفسه ، حتّى دق جليله و لطف غليظه و برق لامع كثير البرق فابان له الطّريق و سلك به السّبيل . . . » « 1 » آن را مشاهد كردهايم .
ب ) سلوك پس از وصول و جذبه ، به اين صورت كه خداى سبحان ابتدا جذباتى و نفحاتى را شامل حال بنده خويش مىنمايد و بر او جلوه مىنمايد و يك گوشه چشمى به او نشان مىدهد و لذت روحانى ديدار محبوب او را به سير و سلوك و مجاهده وامىدارد كه ارباب معرفت قسم اول را « سلوك محبيه » و قسم دوم را « سلوك محبوبيه » و سالكان راه را سالك مجذوب يا مجذوب سالك نيز ناميدهاند . « 2 »
استاد جوادى آملى در خصوص سير و سلوك اخلاقى مىفرمايند : « محدثان » بر اساس برداشتهاى خاصى كه از قرآن دارند مسائل اخلاقى و سلوكى را تبيين و « متكلمان » بر محور روش كلامى ، اخلاقى ، علمى ، سير و سلوك عملى را تشريح و « حكيمان » برپايه بينش حكمت متعاليه الهى سير و سلوك اخلاقى - عرفانى را ترسيم كردهاند و آنگاه براساس روش حكمى خواجه نصير الدين طوسى در كتاب « اوصاف الاشراف » كه براى مراحل سير و سلوك « شش باب » و براى هر باب « شش اصل » ذكر كرده است به استثناى آخرين باب كه فناى در حق است و درجات و فصول آن نامحدود و ناپيدا كرانه است و البته استاد جوادى آملى در بحثهاى تفصيلى خويش هر از چندگاهى نقدهايى نيز نمودهاند .
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، خ 210 .
( 2 ) . قيصرى ، رسائل ، فصل 2 ، تصحيح جلال الدين آشتيانى ، ص 26 ؛ مشارق الدرارى فرغانى ، به كوشش عثمان يحيى و هانرى كربن ، ص 78 .