نفس به بركت صفا و صيقلى روحى از زنگارها و دلبستگىها تحتتأثير جاذبههاى كمال مطلق قرار گيرد و جذبه عشق به حق را در باطن وجودش عمق ببخشد تا به مرحلهاى برسد كه رفته ، رفته و تدريجا در پرتو انوار معشوق و محبوب سرمدى خود را فانى ساخته و از من و ما به درآيد و به مقام بيخودى برسد كه اين مرحله را فنا گويند و خود سه درجه دارد :
1 . فناى فعلى
2 . فناى صفاتى
3 . فناى ذاتى
تا پس از طى مراحل يادشده « شربت شهود » را بنوشد كه به تعبير على عليه السّلام :
« خداوند شربتى را نصيب اولياى خويش مىكند كه هرگاه از آن بنوشند مدهوش گردند ، وقتى مدهوش شدند به وجد و حال آيند ، وقتى به وجد در آمدند پاكيزه گردند ، وقتى پاكيزه شدند خالص مىگردند و هرگاه خالص شدند حق را مىطلبند ، وقتى حق را طلبيدند ، مىيابند ، وقتى يافتند به وصال او نايل شده و به حق مىرسند ، آنگاه است كه محب در محبوب خويش كاملا فانى مىگردد . » « 1 »
و چه زيبا و درخشنده امير مؤمنان عليه السّلام و رهبر عارفان در توصيف سالكان و اولياى حق گذر از خود تا خدا و عبور از ماده تا معنا و ملك تا ملكوت و فوق آن را ترسيم و تصوير كردهاند آنجا كه فرمود : « قد أحيا عقله و أمات نفسه ، حتّى دق جليله و لطف غليظه و برق لامع كثير البرق فأبان الطّريق و سلك به السّبيل ، و تدافعته الابواب الى باب السّلامة و دار الاقامه و تثبّت رجلاه بطمأنينة بدنه فى قرار الامن و الرّاحة بما استعمل قلبه و أرضى ربّه ؛ عارف راستين كسى است كه عقل خويش را زنده كرده و تمام هواهاى نفسانى را با رياضت و بندگى حق ميرانده است ، تا جايى كه اندام درشت او باريك
هامش
( 1 ) . سيد حيدر آملى ، جامع الاسرار و منيع الانوار ، اصل اول ، قاعده 4 ، صص 205 و 363 .