تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسالة الولاية ( سر سلوك ) ( فارسى ) — صفحة 331

مساهمون:

ص٣٣١
شده و ستبرى قلب او نرم شده و برقى بسيار پرفروغ براى او درخشيده و راه براى او روشن شده و او را به مسير حق حركت داده و از درى به درى برده است تا او را به سلامت و خانه اقامت كشانده و پاى او در قرارگاه امن و آسايش استوار گرديده ، زيرا انسان عارف قلب خود را در معرفت حق به كار بسته و پروردگار خويش را راضى كرده است . » « 1 » شگرف و شگفت‌زاست كه با وجود چنين منابع عميق ، انيق و دقيقى دنبال منابع غير اسلامى و شبه عرفان‌ها و جريان‌هاى رياضت‌مدارانه يوگائى ، تائويى ، ذن بوديسم و . . . مىرويم . اگر مرد ميدان سير و سلوك هستيم راه همين است كه قرآن و نهج البلاغه در پيش روى ما نهاده است و شريعت اسلام كه عمل به آن با آگاهى و اخلاص رياضت دائمى از به دو و آغاز ورود به اسلام تا لحظه مرگ خواهد بود و ما را به منزل مقصود و كعبه آمال مىرساند چه اين‌كه شريعت نيز ظاهر و باطن و مراتب و درجات دارد اما كو آن همت ! بالاخره ، از تو حركت و از خدا بركت . در مطالب قبلى ديده‌ايم كه على عليه السّلام « حال » و « مقام » يا بارقه‌هاى الهى و جذبه ربوبى را در طى منازل و مراحل سلوكى چگونه ترسيم نموده‌اند و هرگاه اين خطبه را با خطبه ديگرش كه به تفسير آيه
رِجالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ
« 2 » پيوند زده و باهم به شناخت و ارزيابى آن بپردازيم مىبينيم كه مقامات معنوى و منازل سلوكى و اوصاف مردان خدا و اصحاب فترت چگونه با شيوايى و شيرينى تفسير شده است . « 3 » كه به تعبير استاد علامه طباطبايى رحمه اللّه در آيه 37 سوره نور « ذكر الهى » در قبال « نماز » قرار گرفته و به اين معناست كه مراد از ذكر الهى ، ذكر قلبى در مقابل نسيان و غفلت از خداوند است و آن
هامش
( 1 ) . ترجمه خ 210 نهج البلاغه ، مرحوم دشتى . ( 2 ) . نور ، آيه 37 . ( 3 ) . خ 213 نهج البلاغه ، فيض الاسلام .
رسالة الولاية ( سر سلوك ) ( فارسى ) — صفحة 331 | ميرزا أحمد الآشتياني / محمدجواد رودگر