تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسالة الولاية ( سر سلوك ) ( فارسى ) — صفحة 328

مساهمون:

ص٣٢٨
سلوكى شرط لازم استكمال وجودى است كه حافظ نيز سروده‌اند :
گرچه راهيست پر از بيم ز ما تا بر دوست * رفتن آسان بود ار واقف منزل باشى
يا :
شب تاريك و بيم بوم و گردابى چنين حائل * كجا دانند حال ما سبكباران ساحل‌ها
ثانيا ؛ دستور العمل‌هاى ناب و الهى چون « قرآن كريم » و آموزه‌ها و بايد و نبايدهاى اسلامى را با تفسير و تصوير سازنده و آگاهانه نصب العين خويش قرار داده و وظيفه‌شناس و وظيفه‌مدار باشد و اين « راه بىنهايت » را در سايه‌سار شجره طيبه « شريعت » و بر مدار و محور آسمانى و ماندگار « ولايت » و « هدايت‌هاى باطنى » صاحبان « هدايت به امر » « 1 » طى نمايد كه « مرغ سليمان » ، « طائر قدس » ، « خضر طريق » ، « پير مغان » ، « پير ميكده » آن انسان‌هاى كامل و خلفاى الهى هستند :
به مى سجاده رنگين كن گرت پير مغان گويد * كه سالك بىخبر نبود ز راه و رسم منزل‌ها
ثالثا : آهسته و پيوسته با صبر و بصيرت و شكيبايى و شرح صدر منزل به منزل ، مقام به مقام و مرحله به مرحله گام‌هاى سلوكى را بردارد و مراقبت‌هاى لازم را در هر مقام و مرحله‌ايى شناخته و عمل نمايد تا به تدريج از قوه به فعل درآيد و در عقل نظر و عمل كامل گردد و از سلوك تا شهود را به فرجام نيكو و سرانجام حسن يعنى فناى فى الله و بقاى بالله برساند :
ربايد دلبر از تو دل ولى آهسته آهسته * مراد تو شود حاصل ولى آهسته آهسته
رابعا : سرمايه راهرو و سالك غير از معرفت ، صبر و ثبات ، عبوديت و انقياد هر آينه عشق و محبت نيز هست كه
« وَ الَّذِينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ »
چه اين‌كه عشق در عرفان اسلامى كمال روحى و وجودى است كه همه نيروها و استعدادهاى هستى انسان را در
هامش
( 1 ) . برگرفته از آيه 2 سوره سجده .