تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسالة الولاية ( سر سلوك ) ( فارسى ) — صفحة 318

مساهمون:

ص٣١٨
مسافر چون بود ؟ رهرو كدام است ؟ * كه را گويم كه او مرد تمام است ؟
فرمود :
دگر گفتى مسافر كيست در راه ؟ * كسى كاو شد ز اصل خويش آگاه مسافر آن بود كه بگذرد زود * ز خود صافى شود چون آتش از دود به عكس سير اول در منازل * رود تا گردد او انسان كامل « 1 »
و به تعبير شيرين و دلنشين خواجه حافظ شيرازى :
عارف از پرتو مى راز نهانى دانست * گوهر هركس از اين لعل توانى دانست شرح مجموعه گل مرغ سحر داند و بس * كه نه هركو ورقى خواند معانى دانست عرضه كردم دو جهان بر دل كار افتاده * بجز از عشق تو باقى همه فانى دانست « 2 »
نتيجه آن‌كه : عرفان شناسايى حق سبحانه و اسماء و اوصاف الهى است . عرفان سلوك ذوقى ، باطنى و مبتنى بر كشف و شهود است . عرفان معرفت نفس ، محاسبت نفس و مراقبت نفس در راستاى معرفت ، محبت ، عبوديت و لقاى رب است . عرفان عبور از ماسواى الهى و ورود به بهشت ديدار و جنت ذات است . عرفان با مى معرفت و محو و شراب شهود و درك و درد وصال تا فناء فى الله و بقاى باللّه معنا و مبنا يافته و دل عارف شناساى وجود و مأنوس و محشور با حضرت حق سبحانه و تعالى است . عرفان بر توحيد و انسان كامل يا وحدت حقه حقيقيه و ولايت استوار است و انسان عارف در پرتو وحى و شريعت حقه و طى مقامات معنوى و طريقت الهى به
هامش
( 1 ) . گلشن‌راز ، ص 28 ، نشر اشراقيه ، چاپ اول ، 1368 ش ، تهران . ( 2 ) . ديوان حافظ ، ص 35 ، نشر طلوع ، چاپ اول ، بىتا ، بىجا .
رسالة الولاية ( سر سلوك ) ( فارسى ) — صفحة 318 | ميرزا أحمد الآشتياني / محمدجواد رودگر