تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسالة الولاية ( سر سلوك ) ( فارسى ) — صفحة 306

مساهمون:

ص٣٠٦
رسيدن به عشق عفيف . انسان نبايد در اين حدّ توقف كند و به عشق نفسانى اكتفا نمايد . اين مىتواند سبب كوچ از اين نشأة به نشأه ديگرى شود . كوچ از عشق مجازى به عشق حقيقى . » « 1 » نتيجه آنكه بايسته و شايسته است كه ويژگىهاى هركدام از عشق‌هاى حقيقى ، مجازى و كاذب و دروغين كه « شهوت » است نه عشق و اگر از راه حلال باشد شهوت حلال و لا غير حرام و رهزن است را بشناسيم و بدانيم كه عشق‌هاى مجازى چه آسمانى و چه زمينى آن نبايد مطلوب بالذات و هدف قرار گيرند بلكه همواره مطلوب بالعرض و وسيله باشند و مقبوليت غيرى داشته باشند نه ذاتى و حتّى جنبهء مظهريت داشته باشند و آيت و آينه قرار گيرند نه اصالت و استقلال و در اين صورت است كه مجاز پلى براى حقيقت و عرض عبورى براى جوهر خواهد شد و رهبرى مىكنند و نه رهزنى . آرى شاخص‌هاى عشق‌هاى كاذب و شهوانى سراب بودن ، زوال‌پذيرى و شايد نفرت باشد ، دلزدگى و ملالت‌آورى است و لذا اهل ادب و عرفان از توصيف چنين گرايشهايى به عشق سخت گريزانند چنان كه نظامى گنجوى مىگويد :
عشق آينهء بلند نور است * شهوت ز حساب عشق دور است
يا مولوى مىسرايد :
عشق‌هايى كز پى رنگى بود * عشق نبود عاقبت ننگى بود
و مولانا در داستان كنيزكى كه به زرگرى دل‌بسته است و از فراقش سخت بيمار شده است ، مىگويد :
هرچه كردند از علاج و از دوا * گشت رنج افزون و حاجت ناروا آن كنيزك از مرض چون پوى شد * چشم شاه از اشك خون چون جوى شد
هامش
( 1 ) . دروس شرح اشارات ، نمط نهم ، ص 169 - 170 و شرح الاشارات و التنبيهات ، ج 2 ، ص 1059 ، بوستان كتاب ، چ اول ، 1383 ، قم .
رسالة الولاية ( سر سلوك ) ( فارسى ) — صفحة 306 | ميرزا أحمد الآشتياني / محمدجواد رودگر