4 . پس از وصال التهاب و اشتياق اوّليه را از بين مىبرد و گاهى تبديل به نفرت و خشونت مىشود 5 . كسلكننده و رنجآور و تكرارى مىگردد ، زيرا شهوت اوليه فروكش كرده و جذابيتهاى نخستين درگذر زمان يا حوادث دوران از بين مىرود .
البته اين مسئله در جريان ازدواج و « جعل مودّت الهى » و عشقهايى كه عاطفى ، عقلانى و انسانى - اسلامى هستند فرق دارد زيرا امر ازدواج مقدّس ، هماهنگ با قوانين نظام تكوين و تشريع و هدفدار و فراشهوانى است و اگر گرايش به جنس مخالف يا مكمّل ابزارى براى شهوترانى نباشد بلكه تشكيل كانون خانواده و تعديل غرائز و تأمين نيازهاى جسمانى و جنسى براى هدفهاى برتر باشد خود معلول عشق به فضايل ، ارزشهاى وجودى ، كمالات علمى و عملى و هدفگيريهاى متعالى است و مجاز براى نيل به حقيقت است و با عشقهاى خيابانى و آفات و آسيبهاى شهوانى و حيوانى فرقهاى فاحشى دارد لذا در « ازدواج » قبل ، حين و بعد از آن عشق و محبت يك ضرورت و عشق در حدوث و بقاى حيات پاك بسيار نقشآفرين است و با هرزهبينى و چشمچرانى و دفع شهوات غريزى و جنسى از راههاى حرام متفاوت است كه در اينجا عشق به « شمايل » كه جمع شميله يعنى خلق و سيرت است كه پيامبر فرمود : « من عشق ثم عف و كتم و مات ، مات شهيدا » « 1 » و عشقى انسانى است نه حيوانى با عشق دختر و پسر به اندام و صورت و خط و خال و رنگ و روغن هم ممتاز است و علامتش آن است كه پس از وصال ، عشق پژمرده و خفته يا مرده نمىشود بلكه شديدتر و زندهتر و فزايندهتر مىگردد و زن و مرد در كانون خانواده مكمّل هم و تعالىبخش براى همديگر هستند و . . . بديهى اصحاب فكر و فلسفه و ذكر و عرفان است كه عشق به مجاز و حقيقت و باطل تقسيمپذير نيست بلكه به ملاحظه متعلّق عشق با معشوق است كه به حقيقى ، مجازى و باطل منقسم مىشود چنان كه حضرت
هامش
( 1 ) . كنز العمال ، حديث 7000 ، با مختصر تفاوت .