خرد مست و ملائك مست و جان مست * هوا مست و زمين مست و آسمان مست « 1 »
و يا در فرازى ديگر از سر حكمت و سرّ عرفان سرودهاند كه :
نشانى دادهاند اهل خرابات * كه التوحيد اسقاط الاضافات « 2 »
پس « شراب فقر وجودى » را با جام جانان نوشيده و در جان خويش سارى و جارى سازيم تا « شهد شهود » جانان نموده تا عبور از مقام « فرق » تا منزل « جمع » و آنگاه « جمع الجمع » حاصل گردد و شكستن « خود » را در سايه شكفتن نهال فطرت خويشتن نظارهگر باشيم تا
وَ سَقاهُمْ رَبُّهُمْ شَراباً طَهُوراً
« 3 » پاداش مجاهده و رياضت بر مدار « شريعت » و محور « ولايت » باشد اللهم ارزقنا .
هامش
( 1 ) . شبسترى ، همان ، ص 74 .
( 2 ) . شبسترى ، همان ، ص 75 .
( 3 ) . دهر يا انسان ، 21 .