اى دل ! به كوى عشق گذارى نمىكنى * اسباب جمع دارى و كارى نمىكنى ؟
اين خون كه موج مىزند اندر جگر ، چرا * در كار رنگ و بوى نگارى نمىكنى ؟ « 1 »
به هر تقدير حكيمان الهى وجود را به دو قسم « رابط و مستقل » تقسيم نموده تا بتدريج نظريه عين ربط و صرف وابستگى موجودات عالم امكان از ملك تا ملكوت برسند . « 2 » همچنين مباحث مربوط به وجود رابط و اضافه اشراقيه و نياز به يك رابط و يك مستقل « 3 » خود در فهم و تفسير ارتباط وجودى انسان با خدا در عالم تكوين و آنگاه بهرههاى سلوكى اخلاقى و عرفانى در عالم تشريع بسيار تاثيرگذار خواهد بود و شيخ محمود شبسترى در پاسخ به سؤال :
قديم و محدث از هم چون جدا شد * كه اين عالم شد آن ديگر خدا شد
مىفرمايد :
قديم و محدث از هم خود جدا نيست * كه از هستى است باقى دائما نيست
همه آنست و اين مانند عنقاست * جز از حق جمله اسم بىمسماست
نه آن اين گردد و نه اين شود آن * همه اشكال گردد بر تو آسان
جهان خود جمله امر اعتباريست * چو آن يك نقطه كاندر دور ساريست
حديث ما سوى الله را رها كن * به عقل خويش اين از آن جدا كن
عدم مانند هستى بود يكتا * همه كثرت ز نسبت گشت پيدا
وجود هريكى چون بود واحد * بوحدانيت حق گشت شاهد « 4 »
البته تقرير كامل بحث « نظريه فقر وجودى » منوط و مترتب بر شناخت حقيقت وجود ، امكان و وجوب ، قديم و حادث ، رابط و مستقل ، و علت و معلول ( عليت ) و . . .
خواهد بود . « 5 » استاد شهيد مرتضى مطهرى ( رض ) پس از طرح ، تحليل و نقد
هامش
( 1 ) . حافظ ، همان ، غزل 528 .
( 2 ) . طباطبائى ، 1363 ، نهاية الحكمه با تعليقه ، ص 79 - 69 .
( 3 ) . دينانى ، 1362 ، وجود رابط و مستقل در فلسفه اسلامى ، ص 57 - 50 .
( 4 ) . شبسترى ، همان ، ص 64 - 63 .
( 5 ) . مطهرى ، 1375 ، م . آ . ج 6 ، ص 729 - 644 .