بىنيازى است و استقلال محض است برسند . « 1 » و بايد دريافت كه برهان و عرفان ، حكمت و عرفان و سلوك عقلى و قلبى در پرتو اشارات و ارشادات قرآنى بتدريج استعلا و استكمال يافته تا به نظريه « فقر وجودى » دست يافتهاند و آموزهها و گزارههاى معرفتى فراوانى را در پرتو نظريهء يادشده ارائه كردهاند و معرفت توحيدى و توحيد معرفتى به « توحيد صمدى » و « توحيد وجودى » تعالى يافته و در حكمت و عرفان سخن از « توحيد ناب » و « موحد كامل » و « ولايت الهيّه » ظهور يافته است كه حكمت سينوى و صدرائى ، معرفت سهروردى ، ابن عربى و سيد حيدر آملى تا حكمت و معرفت وارثان علوم عقلى و عرفانى و قرآنى همه جوششى از درياى وحى و قبسى از آتش معارف غيبى و موجى از اقيانوس ناپيدا كرانهء حكمت نبوى و معرفت علوى و آموزههاى اهل بيتى عليهم السّلام خواهند بود تا خانهء حكمت علمى و عينى ، عرفان نظرى و عملى يكپارچه بر بنياد و ستون سترگ و سنگين « نظريهء فقر وجودى قرآنى » قرار گرفته و استوار و جاودانه گردد كه اين نوشته نيمنگاهى به طرح و تحليل توصيفى نظريهء يادشده از منظر قرآن كريم با رهيافتى فلسفى عرفانى در سه قسمت :
الف ) ناز و نياز ب ) شجر و ثمر ج ) احتياج و اشتياق مىباشد .
ناز و نياز
اصولا انسانشناسى قرآن با انسانشناسى اديان ، مكاتب و فلسفههاى بشرى متمايز بوده و از يك افقى عميق و ژرفاى بيكرانهاى برخوردار است و با يك متد ، مبادى ويژهاى منبع و مبناى انسانشناسى قرار گرفته است و نوع پيوندزنى قرآن در خصوص انسان با خدا از سنخ تصوف ، عرفان ، حكمت ، اخلاق و . . . نيست بلكه نوعى منحصربفرد و يگانه است كه دومى ندارد و مصداق « لا يقاس به احد » خواهد
هامش
( 1 ) . مكارم شيرازى ، 1383 ، ج 18 ، ص 241 .