3 . توحيد عيانى
4 . توحيد عيانى كشفى
1 . توحيد شهودى : توحيد شهودى عيانى و وجدانى ذوقى را سه مرتبت است .
اول آنكه حضرت حق به تجلى افعالى بر سالك متجلى شود و سالك صاحب تجلى جميع افعال و اشياء را در افعال حق فانى يابد و در هيچ مرتبت ، هيچ شيئى را غير حق فاعل نبيند و غير از او مؤثر نشناسد و اين مقام را « محو » مىنامند .
دوم آنكه حضرت حق به تجلى صفاتى بر سالك متجلى گردد و سالك صفات تمام اشياء را در صفات حق فانى يابد و صفات اشياء را در صفات حق بيند و غير حق را مطلقا هيچ صفت نبيند و اشياء را مظهر و مجلاى صفات الهى بشناسد كه اين مقام را « طمس » گويند .
سوم آنكه حضرت حق به تجلى ذاتى بر او متجلى شود و سالك تمام ذوات اشياء را در پرتو نور تجلى ذات خدا فانى يابد و تعيّنات عدمى و وجودى به فناء در توحيد ذاتى مرتفع شود و هيچ شيئى را به غير حق موجود نبيند و نداند و وجود را حق داند و بجز وجود واجب ، موجود ديگرى نبيند كه اين را « محق » گويند كه صاحب اين مقام تمام اشياء و صفات و افعال را متلاشى در ذات حق داند . » « 1 »
2 . توحيد علمى : توحيد علمى آن است كه بداند كه غير از حق هيچ موجود نيست و اشياء مظاهر حقند و به صورت همه اوست . « 2 »
3 . توحيد عيانى و 4 . توحيد عيانى كشفى كه موقوف بر آن است تا سالك طريق تصفيه به مقامى برسد كه تعين و هستى مجازى وى كه پردهء جمال الهى گشته و مانع مشاهده بود محو فانى گشته و بىخود شود و خود را حق ديده به لسان حق ناطق به نطق « انا الحق » گردد . « 3 »
هامش
( 1 ) . شرح گلشنراز ، ص 268 .
( 2 ) . شرح گلشنراز ، ص 371 .
( 3 ) . همان ، ص 271 .