* معانى توحيد
* توحيد در لغت تفريد است و در اصطلاح اهل ذوق به تفريد وجود محض است . « 1 »
* هجويرى گويد : « حقيقت توحيد حكم كردن بر يگانگى خداست و چون خدا يكى است بىقسيم اندر ذات و صفات خود و بىشريك و بىبديل اندر افعال خود ، موحدان وى را بدين صفت دانند و دانش و علم آنها را به يگانگى خدا توحيد خوانند .
توحيد بر سه گونه است ، يكى علم حق مرحق را و آن علم او بود به يگانگى خود و ديگر توحيد حق بر خلق را و آن حكم وى بود به توحيد بنده و آفرينش توحيد اندر دل وى و سوم توحيد خلق باشد مرحق را و آن علم ايشان بود به وحدانيت خداى عز و جل ، پس چون بنده به حق عارف بود بر وحدانيت وى حكم تواند كرد . » « 2 »
* خواجه عبد الله انصارى گويد : توحيد « اقرار » عامه مؤمنان راست و توحيد « معرفت » عارفان و صديقان راست . توحيد اقرار آن است كه الله را يكتاگويى و توحيد معرفت آن است كه الله را يكتا باشى . « 3 »
* انواع توحيد :
« توحيد عام يكى شنيدن است و توحيد خاص يكى داشتن و توحيد خاص الخاص يكى ديدن . » « 4 »
* توحيد چهار قسم است :
1 . توحيد شهودى
2 . توحيد علمى
هامش
( 1 ) . مصباح الهدايه ، ص 61 .
( 2 ) . كشف المحجوب ، ص 357 .
( 3 ) . نقل از عده ، ج 4 ، ص 267 و 429 .
( 4 ) . رسائل خواجه عبد الله انصارى ، ص 140 .