موقن را يقين شود كه در وجود جز بارى تعالى و فيض او نيست و فيض او را هم وجود به انفراد نيست پس نظر از كثرت بريده كند و همه يكى داند و يكى بيند پس همه را يكى كرده باشد ، در سرّ خود از مرتبهء « وحده لا شريك له فى الالهيه » بدان مرتبه رسيده كه « وحده لا شريك له فى الوجود » . در اين مرتبه ما سوى الله حجاب او شود و نظر به غير الله شرك مطلق شمرد و به زبان حال گويد :
« إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ حَنِيفاً وَ ما أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ . »
« 1 » و « 2 »
يا شيخ مصلح الدين سعدى نيز مسأله مهم « وحدت شخصى وجود » يا « وحدت وجود » و به معنايى « وحدت شهود » كه البته مرتبهاش مادون وحدت وجود است را چنين ترسيم و تصوير مىنمايد : « 3 »
ره عقل جز پيچ در پيچ نيست * بر عارفان جز خدا هيچ نيست
توان گفتن اين با حقائقشناس * ولى خورده گيرند اهل قياس
پس اين آسمان و زمين چيستند * بنى آدم و ديو و دد كيستند
عظيم است پيش تو دريا به موج * بلند است خورشيد تابان به اوج
همه هرچه هستند از آن كمترين * كه با هستىاش نام هستى برند
چو سلطان عزت علم بركشد * جهان سر به جيب عدم در كشد »
گرچه در باب وحدت شهود و وحدت وجود ابحاث عميق و وسيع فلسفى و عرفانى موجود است كه قابل احصاء نيست و فهم و درك و تبيين آن به حقيقت بسيار دشوار است و از مسائل غامض و بسيار پيچيده و پردامنهء حكمت و عرفان وحدت وجود است كه تنها مؤمن ممتحن « 4 » به مقام فهم و شهود آن نائل مىشود و لا غير .
و مرحوم سيد حيدر آملى آن عارف اهل بيت در كتاب « اسرار الشريعه و اطوار
هامش
( 1 ) . سورهء انعام - 79 .
( 2 ) . اوصاف الاشراف ، ص 156 .
( 3 ) . جوادى آملى ، عبد الله ، تحرير تمهيد القواعد ، ص 47 ، انتشارات الزهرا ، چاپ اول ؛ سيد محمد حسين حسينى تهرانى ، اللهشناسى ، ج 2 ، ص 252 .
( 4 ) . جامع اسرار ، ص 40 و 41 .