ضميمهء 1 : توحيد عرفانى
اگرچه اصحاب دانش و بينش در رشتههاى گوناگون از كلام ، فلسفه ، اخلاق و . . .
درصدد تبيين و تفسير توحيد هستند و مجاهدهء علمى و عملى آنها شناختن صراط توحيد و فهم توحيدى و عمل توحيدى است لكن در اين ميان ، عرفان و عارفان مقولهاى ممتاز و برجستهء ديگرى هستند كه با برهان و شناختن علمى ، مفهومى و حصولى سروكار ندارند بلكه بالاتر و والاتر با شدن و معرفتهاى سلوكى و مقامات و احوال مأنوس و محشور مىباشند و نهايت سير و سلوك عارفان وصول به مقام « توحيد » است كه قلهء منيع انسانيت و كمال امكانى به شمار مىرود و با توحيد عاميانه ، عالمانه ، متكلمانه و فيلسوفانه فرقهاى فاحشى دارد چه اينكه « توحيد عارف يعنى طى طريق كردن و رسيدن به مرحلهء جز خدا هيچ نديدن » . « 1 »
محقق طوسى آن حكيم قدوسى مىفرمايد :
« توحيد يكى گفتن و يكى كردن باشد و توحيد به معناى اول شرط باشد در ايمان كه مبدأ معرفت بود و به معناى تصديق به آنكه خداى تعالى يكى است - انا الله إله واحد - و به معناى دوم كمال معرفت باشد كه بعد از ايقان حاصل شود آنچنان بود كه هرگاه
هامش
( 1 ) . مطهرى ، مرتضى ، آشنائى با علوم اسلامى ، ص 188 ، انتشارات دفتر اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزهء علميه قم ، چاپ جديد زمستان 62 .