چنانچه خواست از فرشتهها و ديگران و سپس علم آن را به ما داد . « 1 »
4 . از جمله روايات ديگر اينكه محمد بن عبد اللّه بن عمر از امام صادق عليه السّلام روايت كرده كه امام عليه السّلام فرمود : بهراستى خدا بود و هيچ نبود ، پس آفريد پديدههايش و مكان را و آفريد نور الانوار را كه از آن هر نورى را آفريد و بر او روانه كرد از نور خود كه از آن همه نورها نورانى شوند و آن نورى بود كه از آن محمّد و على را آفريد و هميشه اين دو ، نورهاى نخستين بودند ، زيرا چيزى پيش از آنها پديد نشده بود ، پس پيوسته روانه شدند ، دو هستى پاك و پاكيزه در اصلاب پاك ( يگانهپرست ) تا در دو پاكتر پاكان ، در عبد اللّه و ابى طالب عليه السّلام از هم جدا شدند . » « 2 »
5 . و از جمله روايات ديگر اينكه از جابر بن يزيد كه گويد : امام باقر عليه السّلام فرمود : « اى جابر ، بهراستى كه خدا نخست چيزى كه آفريد ، محمد صلّى اللّه عليه و آله را آفريد و خاندان رهبر و رهياب او را و همه نمونههاى روشنى بودند در برابر خدا ، گفتم : نمونهها و اشباح چيست ؟ فرمود : سايهء نور ، پيكرههاى درخشان بىروح ، و همه از يك روح كمك مىگرفتند كه روح القدس است ، به او و خاندانش بود كه خدا پرستيده شد و ازاينرو خدا آنها را بردبار ، دانشمند ، نيك و پاك آفريد ، خدا را به نماز و روزه و سجده و تسبيح و تهليل مىپرستيدند و نمازها را مىخواندند و حج مىكردند و روزه مىداشتند . « 3 »
و همچنين تدبر و انديشيدن در آنچه كه در « زيارت جامعه كبيره » از قول حضرت ابو الحسن ثالث ، على بن محمد النقى عليه السّلام است و « منشور بلند امامت و هدايت است كه سيلگونه از كوهسار وجودى هادى امت سرازير شده است » . « 4 »
و در حقيقت معارف عميق و انيق توحيدى - ولايى را در ضمن طرح و تبيين
هامش
( 1 ) . همان ، ص 262 - 263 .
( 2 ) . همان ، ص 264 - 265 .
( 3 ) . همان .
( 4 ) . ادب فناى مقربان ، ج 1 ، ص 84 .