محمديه اطلاق مىشود كه آنان با تفصيل و تفسير مفهومى و مصداقى ياد شده گره از كار فروبسته و ابهامهاى موجود در كلمات ابن عربى و مقوله ختم ولايت را باز كردهاند . و مرحوم آقا محمد رضا قمشهاى تصريح مىكند :
« امير مؤمنان ، على عليه السّلام خاتم اولياست ، به ولايت مطلقهء محمديه به اطلاق اول و خاتم ولايت مقيّده محمديه است به اطلاق ثانى .
و عيسى بن مريم خاتم ولايت مطلقه است به اطلاق ثانى و معنا ندارد كه ابن عربى خاتم ولايت مقيّده محمّديه باشد به اطلاق اول و مهدى موعود ( عج ) خاتم ولايت مطلقه باشد به معنى اوّل و خاتم ولايت مقيّده باشد به معنى دوم . « 1 »
عارف حكيم و حكيم عارف آقاى محمد رضا قمشهاى با عطف توجه به حديث « اوّلنا محمد و آخرنا محمّد و وسطنا محمّد ، كلّنا محمّد صلّى اللّه عليه و آله و تفسيرى كه از آن ارائه مىدهد اختلاف و تناقض ظاهرى در اينكه خاتم ولايت محمديه صلّى اللّه عليه و آله را على عليه السّلام معرفى مىكند و سپس مىگويد خاتم ولايت ، مهدى منتظر عليه السّلام مىباشد را از باب اينكه همهء امامان هدايت و نور ، « نور واحد » و حقيقت واحد از نظر ذات و صفاتاند و تنها اختلاف آنها در شئون و ظهورات برحسب اقتضاى اوصاف و حكمت بالغه الهيه است را حل كرده است و در باب حضرت عيسى عليه السّلام نيز نوشتهاند : « ولايت الهيّه محمديّه وقتى از مقام مواقف وجوب به منازل امكان ، نازل شود ، نخستين منازل آن مقام « روح الهى » است كه مقام عيسى بن مريم عليه السّلام مىباشد و دليل آن قول خداى تعالى است كه :
وَ كَلِمَتُهُ أَلْقاها إِلى مَرْيَمَ وَ رُوحٌ مِنْهُ
« 2 » . پس عيسى عليه السّلام روح خدا و ولىّ او - به دليل قرب او به حق - و ختم اوليا در كون است ، زيرا در عالم شهادت كسى از او به خدا نزديكتر نيست ، زيرا آن بزرگوار « فاتحه وجود » است و كسى كه فاتحهء وجود است ، خاتمهء وجود نيز هست . ولايت او در نبوّت او مستور است ، زيرا عالم شهادت با عالم
هامش
( 1 ) . مجموعه آثار حكيم صهبا ، ص 111 - 129 .
( 2 ) . نساء ، 171 .