المحمّدية فهو اعلم الخلق باللّه لا يكون فى زمانه و لا بعد زمانه اعلم باللّه و بمواقع الحكم منه فهو و القرآن اخوان ، كما انّ المهدى و السيف اخوان . » « 1 »
در ميان بزرگان اهل معرفت در صدد توجيه و تفسير نظرات متفاوت و گاهى متهافت ابن عربى برآمدهاند كه « قيصرى » از جمله آنهاست و برخى نيز از جمله عبد الرزاق كاشانى و علامه سيد حيدر آملى « ديدگاه ابن عربى » را نقد كرده و معتقدند خاتم اولياء « مطلقا » على بن ابيطالب و خاتم اولياء « مقيدا » مهدى موعود ( عج ) است و از راه نقل ، عقل و كشف جناب علامه سيد حيدر آملى ديدگاه ابن عربى را نقد و نفى مىنمايد « 2 » و برخى از جمله جناب مرحوم آقا محمد رضا قمشهاى به توجيه و تفسير نظريه ابن عربى در باب ختم ولايت پرداختهاند و با توجه به گسترهء ولايت و مراتب و درجاتش « ختم ولايت » را در حوزههاى عام و خاص و مطلقه و مقيده و اينكه عيسى عليه السّلام را خاتم ولايت عامه و مطلقه و مهدى عليه السّلام را خاتم ولايت خاصه و مقيده و حتى خويش را خاتم ولايت مىداند تفسير كردهاند كه در متن رسالة الولايه ميرزا احمد آشتيانى به كلمات آقا محمد رضا قمشهاى استناد شده است . و مرحوم ميرزا احمد آشتيانى نيز تنها به پاسخ پرسشهاى « حكيم ترمذى » از سوى ابن عربى استناد كرده كه خاتم ولايت محمدى صلّى اللّه عليه و آله را از آن مردى از عرب كه از خانواده و تبار كريمترين و ارجمندترين است و در زمان وجود داشته و ابن عربى او را در 595 شناخته و علامت مخصوص او را ديده است كه در شهر « فاس » براى او مكشوف شده
هامش
( 1 ) . همان ، ص 321 .
( 2 ) . آيت اللّه جوادى آملى آوردهاند : جامعيت سيد حيدر آملى و تماميّت علم و عمل وى در پرتو عرفان ناب و ولايت اهل بيت عليهم السّلام زمينه ظهور رهآورد [ هاى ] فراوانى است كه نوشتههاى به يادماندنى ايشان را پربركت كرده ، نقد صريح و مقاومت نستوهانه وى در برابر شيخ اكبر جناب محى الدين كه ديگران را ياراى رويارويى وى نبوده و نيست در مسئله ختم ولايت مطلقه و مقيده و اثبات خاتميت ولايت مطلقه براى حضرت حجة بن الحسن المهدى عليه السّلام نشانهء شهامت عارفانه اين خرّيت معرفت است . سرچشمه انديشه ، ج 5 ، ص 67 - 68 .