مبشرات قلمداد كرده و همه « فصوص الحكم » را القاى ربانى و الهام الهى و دم روحانى دانسته « 1 » كه به تعبير آيت اللّه استاد جلال الدين آشتيانى رحمه اللّه : « ابن عربى در فتوحات مكيّه زشت و زيبا و غثّ و ثمين را به هم آميخته و لذا مكاشفات و واردات قلبى او متنوع و القائات او گاهى مضطرب و خالى از تشويش و تناقض نيست . » « 2 » و نظريهء ابن عربى در باب ولايت ، خاتميّت ، ختم ولايت و مهدى موعود عليه السّلام به گونهاى دچار تشويش و تذبذب و اضطراب و در عين حال تنوع و تكثّر است كه هم گرفتار هالهاى از ابهام شده و هم برخى را دچار اشتباه در تفسير نظريه ابن عربى كرده و هم عدهاى او را « كافر » بدانند مثلا در عبارات :
الا ان الرسالة برزخية * و لا يحتاج صاحبها لنيّة
فانّ الاختصاص بها منوط * كما دلّت عليه الاشعرية
و ما من شرطها عمل و علم * و لا من شرطها نفس زكية « 3 »
و البته برخى با استناد به اين نظريه كه او را تكفير كردهاند ، برخى نيز او را خاتم ولايت مقيّده شمردهاند « 4 » و خود ابن عربى نيز خود را به نوعى خاتم اولياء معرفى مىكند « انا ختم الولاية دون شك لورث الهاشمى مع المسيح » « 5 » .
البته ابن عربى آبشخور و سرچشمه ختم ولايت را « اصل نبوى و مشهد علوى » مىداند « 6 » و از ديدگاه وى پيامبر اعظم صلّى اللّه عليه و آله خليفهء اعظم الهى و امام اكبر و امت او از همهء امم ، برتر است . « 7 »
و در باب مصداق ختم ولايت نيز ابن عربى سخنانى گوناگون و متفاوت دارد كه
هامش
( 1 ) . الفتوحات المكيه ، ج 3 ، ص 456 ، ج 1 ، ص 658 .
( 2 ) . حاشيه آشتيانى بر شرح فصوص جندى ، ص 114 ، و مقدمه قيصرى ، ص 13 .
( 3 ) . فتوحات مكيه ، ج 2 ، ص 256 .
( 4 ) . آشتيانى ، شرح مقدمه قيصرى ، ص 44 .
( 5 ) . فتوحات مكيّه ، ج 3 ، ص 184 .
( 6 ) . عنقاء مغرب ، ص 18 به نقل دائرة المعارف بزرگ اسلامى ، ج 4 ، ص 282 .
( 7 ) . محمود محمود الغراب ، شرح فصوص الحكم ، ص 121 ؛ فتوحات مكيه ، ج 1 ، ص 545 - 544 .