و در قبض و بسطها و جذب و دفع و جزر و مدهاى مختلف چالشهاى حيات و حركتشان سپرى مىنمايند يعنى « مرگ » را تجربه كرده و حقيقتا عرفان يعنى مرگ پيوسته و آهسته در طول سير و سلوك چه اينكه هم سخت و صعب است سلوك عملى و راستين و هم طاقتفرسا و گيرندهء جان آدمى يعنى « جان كندن » است تا هميشه « مراقب نفس » باشد كه گرفتار شرك خفىّ و ريا و نفاق نشده و از صراط مستقيم سلوك بيرون نرود و هلاك نشود و اين مراقبهء هميشگى يعنى همه زمانى و همه زمينى يعنى مرگ آگاهانه ، هشيارانه امّا هماره و جالب اينست كه بدانيم علامه سيد محمد حسين حسينى تهرانى در رسالهء لب اللباب كه اصل آن از درسهاى اخلاقى - عرفانى علامه محمد حسين طباطبايى است و ايشان تقرير كردهاند در شرح تفصيل عوالم مقدم بر عالم خلوص « دوازده عالم » را مطرح كردند كه مىتوان به صورت نمودارى چنين ترسيم و تصوير نمود :
و خلاصه و چكيده تعاريف هركدام چنين است كه « اسلام اكبر » تسليم محض خدا شدن و ترك اعتراض من جميع الوجوه است و اعتراف به اينكه هرچه تحقق يافته صلاح بوده و هرچه تحقق نيافته صلاح نبوده است و وقتى « اسلام اكبر » به روح سرايت نمايد و دل و جان را حقّا متصرف گردد « ايمان اكبر » حادث شده است و آن اينكه دل سالك به نور « اسلام اكبر » منور گرديده و گاهوبيگاه حالى به او دست مىدهد كه علاوه بر ادراك شعورى مشاهده مىكند كه هرچه هست مستند به بارى تعالى است
رسالة الولاية ( سر سلوك ) ( فارسى ) — صفحة 182
مساهمون: ميرزا أحمد الآشتياني
ص١٨٢