تعالى و سعادت حقيقى گوش سپرد .
د ) عرفان اسلامى و مرگ ارادى
عرفان اسلامى كه « بر توحيد ناب » و « انسان كامل » استوار است در بخش اصلى و بنيادين خود يعنى عرفان عملى كه از جنس سير و سلوك آن هم روشمند ، نظامدار و مبتنى بر يك ديالكتيك جامع و كامل است در پى آن است كه انسان را « خداخو » نمايد و سالك در پرتو سلوك الى اللّه و در سايه معرفت اجمالى به خدا و محبّت الهى و عبوديت در برابر معبود مطلق بتواند به معرفت تفصيلى آن هم « معرفت شهودى » خداى سبحان راه يابد و عرفان تبيين مسير و بسترهاى رسيدن عارف به توحيد محض است و « مرگ ارادى » يكى از هدفهاى متوسط عارف سالك براى نيل به هدف نهايى و غايت عرفانىاش مىباشد و سالك در مرگ دائمى و تدريجى زندگى مىكند و هر لحظه مىميرد و اينكه به شريعت محمّدى صلّى اللّه عليه و آله عمل مىنمايد و « رياضت شرعى » را متحمل مىشود هر آن به آن گام بر نفس امّاره و خواهشهاى دنيوى نهاده و قدم در ساحت معنويت مىگذارد و به تعبيرى قيامت و واقعهاى را در زندگىاش به پا مىدارد زيرا انسان سالك با تهذيب نفس تولد و زايشى معنوى در جانش پديد مىآورد و طرحى نو در حياتش مىافكند و انقلابى عليه خويشتن موجود براى رسيدن به خويشتن مطلوب ايجاد مىنمايد و اين انقلاب دائمى است زيرا مرحله ، مرحله نو و جديد شده و « تعالوا » را بر گوش او مىنوازند كه بانگ غيبى و سروش آسمانى است و چنان كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله فرمود : « الناس نيام اذا ماتوا انتبهوا » « 1 » در مردن دائمى زندگى مىكند تا تنبّه و هشيارى حقيقى يافته و پردهها را كنار بزند و حجابزدايى كند و حقايق عالم و ملكوت آسمان و زمين را شهود نمايد و چه زيبا پيامبر اعظم صلّى اللّه عليه و آله فرمود
هامش
( 1 ) . بحار ، ج 4 ، ص 43 .