و بايد اين حال را به ملكه تبديل كرد تا دچار غفلت و سرگرمى نشود و عزم را بايد جزم كرد و اسلام اكبر را به ايمان اكبر تبديل ساحت و سالك همه افعال را با شور و شوق و شيدايى انجام دهد .
هجرت كبرى پس از رسيدن سالك به مراقبهء « ايمان اكبر » است كه سالك مهيّاى هجرت كبرى مىگردد و آن هجرت به تن است از مخالطهء اهل عصيان و مجالست اهل بغى و طغيان و هجرت به دل است از مودت و ميل به ايشان و هجرت به تن و دل است باهم از عادات و رسوم متعارفه و اعتباريات و مقرراتى كه سالك را از راه خدا باز مىدارد و مانع و عائق سفر او مىگردد .
جهاد اكبر نيز پس از توفيق سالك به هجرت ياد شده وارد ميدان « جهاد اكبر » مىشود كه محاربه با جنود شيطان از جنود وهم و غضب و شهوت است تا فاتح گردد و از چنگ عوائق و علائق آزاد گردد و عالم طبيعت را بدرود گويد اسلام اعظم نيز پس از جهاد اكبر واقع خواهد شد كه سالك خود را جوهرى يكتا و گوهرى بىهمتا ديده ، بر عالم طبيعت محيط از موت و فنا مصون و از كشاكش متضادات فارغ مىگردد و در خود صفا و بهاء و ضيايى مشاهده نمايد كه فوق ادراك عالم طبيعت است و البته سالك بايد چنان بيدار باشد كه گرفتار انانيّت و نفسانيت و شرك خفّى نشود پس به يارى خدا تصديق به نيستى خود مىنمايد و به عجز و ذلّت خويش اذعان و به عبوديت و مملوكيتش اعتراف مىكند ايمان اعظم كه عالىتر از اسلام اعظم است به گونهاى كه از علم و باور تجاوز نموده به مرتبه مشاهده و عيان مىرسد و سالك در اين هنگام از عالم ملكوت ارتحال و قيامت كبراى انفسيّه بر او قائم و به عالم جبروت داخل مىگردد و از مشاهدات ملكوتيّه به معاينات جبروتيّه فائز مىشود .
هجرت عظمى كه سالك از وجود خود مهاجرت و آن را بالمرّه رفض مىكند و مسافرت به عالم وجود مطلق مىكند كه پس ازين مرحله سالك بايد با آثار ضعيف وجود خود در مجادله برآمده و بقاياى آن را كه در « خود مخفى » شده است ريشهكن
رسالة الولاية ( سر سلوك ) ( فارسى ) — صفحة 183
مساهمون: ميرزا أحمد الآشتياني
ص١٨٣