و البته اين مرگ در مقابل مرگ اضطرارى و اجبارى است ، و اگر در خصوص « انسان » نيز سنجيده شود به صورت طبيعى از يكسو و اضطرارى و اجبارى به معنايى كه
إِنَّ الْمَوْتَ الَّذِي تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلاقِيكُمْ
« 1 » غيرارادى و حتمى الوقوع است چه انسان طالب آن باشد و چه نباشد و لذا عنوان اضطرارى ، اجبارى را نيز در مجاور طبيعى قرار داديم تا روشن شود كه « مرگ » حتمى الحدوث و قطعى الوقوع و « لقاء اللّه » نيز تحقق يابنده است و همهء انسانها به سوى « لقاء ربّ » حركت مستمرّ و دائمى دارند
كَدْحاً فَمُلاقِيهِ
« 2 » لكن انسانهايى هستند كه قبل از آنكه مرگ طبيعى و اضطرارى به سراغ آنها بيايد مرگ را پذيرا هستند و « موت اختيارى » دارند و موت به معناى سير از ماده به معنا و شدنى به سوى ما فوق ملكوت براى انسانهاى اهل معرفت و بصيرت ، اهل ايمان معنويت و سالكان كوى حق و حقيقت است و ما در نوشتار حاضر و با محورهاى ذيل آن را جستجو كرده و مورد پژوهش و پردازش قرار مىدهيم :
الف . چيستى مرگ ارادى و انواع آن .
ب . امكان يا امتناع مرگ ارادى .
ج . راههاى دستيابى به مرگ ارادى .
د . عرفان اسلامى و مرگ ارادى .
لازم به يادآورى است كه از قرآن ، احاديث و روايات و همچنين عرفان و برهان يا معرفتهاى فلسفى - حكم و عرفانى - سلوكى در تبيين و تعميق محورهاى يادشده استفاده مىشود تا هم با رهيافتى « درون دينى » و هم با رويكردى « برون دينى » مرگ ارادى و اختيارى را مورد بحث و فحص قرار دهيم و مبانى هستى شناختى ، معرفت شناختى و فرجامشناختى مرگ ارادى نيز در پرتو نگاهها و انگارهها و نگرههاى ذكر شده تفسير و تعبير مىشود .
هامش
( 1 ) . جمعه ، 8 .
( 2 ) . انشقاق ، 6 .