تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسالة الولاية ( سر سلوك ) ( فارسى ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
تُرْجَعُونَ
« 1 » ،
إِنَّ إِلى رَبِّكَ الرُّجْعى
« 2 » ،
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ
« 3 » ،
إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ *
« 4 » و . . . « رحلت » در حديث « الرحيل و شيك » « 5 » ، « تجهزّوا رحكم الله فقد نودى فيكم بالرحيل » « 6 » و يا تعبير « وفات » ( توّفى ) در قرآن كريم كه به معناى « دريافت كامل » نفس و جان آدمى است « 7 » و شيرين و دلنشين تعبير « كل نفس ذائقة الموت » « 8 » كه واژه ذائقه به اسم فاعل آمده نه مفعول و به مضارع كه مشعر به اين معناست كه همواره و هميشه مرگ را مىچشند و به تعبيرى « ذائقه » يعنى چشيدن كامل مرگ ، « گويا مرگ را غذاى سازمان خلقت آدمى دانسته است » « 9 » و تعابير ياد شده همگى بر انتقال انسان از عالم كثرت به عالم وحدت و خارج ساخت كلّى است : الف ) مرگ طبيعى ، اضطرارى و اجبارى كه استداره‌اى است ب ) مرگ ارادى ، اختيارى كه در امر معرفت و معنويت ، تذكيه عقل و تزكيهء نفس در دو عرصه علم و عمل و با دو عنصر « ايمان » و « عمل صالح » قابل وصول و حصول است كه خروج از عالم ظلمات به جهان نور و ملكوت هستى است به بيان ديگر « مرگ طبيعى » همه عالم و آدم را دربر مىگيرد و براى مخلوقات عالم ماده همواره ثابت است چه اينكه مرگ تحول از نقص به كمال و خروج شىء از قوه به فعل است . و « حركت فلسفى » نيز همين معنا را دارد كه پيوسته و آهسته از مرتبه‌اى به مرتبه‌اى ديگر قدم نهادن است و مولانا در اين خصوص مىگويد :
هر نفس نو مىشود دنيا و ما * بىخبر از نو شدن اندر بقا عمر هم‌چون جوى نونو مىرسد * مستمرّى مىنمايد در جسد « 10 »
هامش
( 1 ) . سجده ، 11 و جاثيه ، 15 . ( 2 ) . علق ، 8 . ( 3 ) . بقره ، 156 . ( 4 ) . مائده ، 48 و 105 هود ، 4 . ( 5 ) . نهج البلاغه ، حكمت 742 . ( 6 ) . نهج البلاغه ، خ 31 . ( 7 ) . سجده ، 10 ، 11 . ( 8 ) . آل عمران ، 185 . ( 9 ) . مكارم شيرازى ، تفسير نمونه ، ج 3 ، ص 200 ، ج 4 ، ص 18 ، ج 24 ، ص 118 . ( 10 ) . مولوى ، جلال الدين ، مثنوى معنوى ، دفتر اول ، ص 8 و 1147 .